فرهنگ معین
( آب تنی ) (تَ ) (حامص. ) شنا، غوطه خوردن در آب.
( آب تنی ) (تَ ) (حامص. ) شنا، غوطه خوردن در آب.
( آب تنی ) ۱. شست وشوی بدن در آب سرد.
۲. غوطه خوردن در آب.
( آب تنی ) شستشوی تن در آب غوطه خوردن در آب.
شستشوی بدن در آب سرد، غوطه خوردن در آب
آب تنی
شنا کردن یا شستن بدن در آبِ معمولا سرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک مورد آب شیرین نیز در کنار آبلش وجود دارد که در دوران گذشته به همراه چشمهٔ آب شیرین مشهد تشان مورد استفادهٔ مردم آبلش بودهاست ولی امروزه متروک و تقریباً ناپدید شدهاست.مردم منطقه از این آبها برای آبتنی و شناکردن و سرگرمی و همچنین در مواقع قطع آبِ لوله کشی، برای شستوشوی لباسها، ظروف و فرش و پتوی خود نیز استفاده میکنند.
💡 پرستش آنها با آداب رنگین و رسومی همراه است: سرودخوانی جمعی، رقص و سماع به سبک صوفیان، مراسم آبتنی و شستشو، افروختن شمع و بخور، نذورات و دعاخوانی گروهی برای مردگان…
💡 فضای اصلی آسیابها در دل زمین قرار دارد و بخش نمایان آن اندک است و به نورگیرها و ورودیها محدود میشود. محلهای نگهداری جوال گندم یا آرد و محل استراحت آسیابان نیز جزئی از فضای آسیاب محسوب میشود. در فصل گرما، تنوره آسیابها محلی برای آبتنی جوانان بوده و هست.