آسمی

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به اسم. ۲ - معروف با اسم و رسم صاحب اسم و عنوان.

ویکی واژه

(پزشکی): منسوب به آسم؛ مبتلا به بیماری آسم. تو که آسمی هستی، نباید توی این هوای آلوده بیرون می‌آمدی.

جمله سازی با آسمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شنا کردن همچنین برای بیماران آسمی مطلوب است زیرا محیط اطراف استخر مکانی گرم و مرطوب برای آنان محسوب می‌شود. کودکانی که به بیماری آسم مبتلا هستند به علت حملات آسمی نمی‌توانند ورزش‌های روزمره را به سهولت انجام دهند و بعضی از آن‌ها از ترس این حملات از ورزش فاصله گرفته‌اند، اما مطالعات نشان می‌دهد که برای کودکان مبتلا به آسم هنگام شنا کردن مشکلی رخ نمی‌دهد.

💡 در حال حاضر ۴۵ واحد آسمیو در جهان وجود دارد. تولید هر یک از این واحدها ۶۳۸٬۱۸۶ یورو هزینه دارد.

💡 آسمینی ۱۱۷٫۵ کیلومترمربع مساحت و ۲۵٬۳۴۳ نفر جمعیت دارد و ۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 در طول دهه ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰، آسم به عنوان یکی از هفت بیماری روان‌تنی شناخته می‌شد. علت آن روان‌شناختی در نظر گرفته می‌شد و درمان اغلب مبتنی بر روان‌کاوی و دیگر درمان‌های گفتاری بود. از آنجایی که این روانکاوان خس‌خس آسمی را به عنوان فریاد سرکوب شده کودک برای مادرش تعبیر کردند، درمان افسردگی را به ویژه برای افراد مبتلا به آسم مهم دانستند.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز