تبعض به معنای تفکیک یا جدا کردن است. در زبان فارسی، این واژه معمولاً در زمینههای حقوقی و اجتماعی به کار میرود. به عنوان مثال، تبعض به معنای تقسیم ناعادلانه منابع یا امتیازات بین گروههای مختلف است. در بسیاری از موارد، تبعض میتواند به نابرابری و تبعیض اجتماعی منجر شود و از این رو، در مباحث مربوط به عدالت اجتماعی اهمیت ویژهای دارد. عوامل متعددی میتوانند به ایجاد آن در جامعه منجر شوند. یکی از این عوامل، نابرابریهای اقتصادی است که باعث میشود برخی گروهها به منابع و فرصتهای کمتری دسترسی داشته باشند. همچنین، تبعیضهای فرهنگی، نژادی و جنسیتی نیز میتوانند به تبعض منجر شوند. در نهایت، سیاستهای ناکارآمد و عدم شفافیت در توزیع منابع نیز میتواند به تشدید آن کمک کند.
تبعض
لغت نامه دهخدا
تبعض. [ ت َ ب َع ْ ع ُ ] ( ع مص ) پاره پاره شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). بعض بعض شدن. ( زوزنی ). بهره بهره گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حصه حصه شدن. ( آنندراج ). جزٔجزء شدن. ( از قطر المحیط ). || ( اصطلاح فقهی ) خیار تبعض صفقه؛ و آن چنان است که عقد بیع نسبت بقسمتی از مبیع بعللی از قبیل اینکه بعض از مبیع مستحق للغیر درآید باطل شود، در این صورت خریدار مخیر است معامله را برهم زند یا آن را نسبت بمقداری از مبیع که عقد بر آن صحیح است بپذیرد و این را خیار تبعض صفقه نامند.
فرهنگ معین
(تَ بَ عُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) پاره پاره شدن.
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) پاره پاره شدن. ۲- ( اسم ) پاره پارگی. جمع: تبعضات.
ویکی واژه
پاره پاره شدن.