احداث
واژه «احداث» در زبان فارسی به معنای ایجاد کردن، ساختن و به وجود آوردن چیزی برای نخستین بار است و معمولاً برای اشاره به ساخت بناها، تأسیسات، راهها یا هر نوع سازه جدید به کار میرود. این واژه از ریشه عربی «حدث» گرفته شده و مفهوم آن ناظر بر پدید آوردن چیزی است که پیش از آن وجود نداشته است. در کاربردهای اداری و عمرانی، احداث به معنای اجرای پروژههای ساختوساز مانند احداث ساختمان، جاده، پل یا کارخانه استفاده میشود و نشاندهندهٔ فرآیند شکلگیری یک ساختار جدید است. این واژه در متون رسمی و فنی بار معنایی دقیق و تخصصی دارد و معمولاً با مفاهیم توسعه و آبادانی همراه است. احداث میتواند هم به صورت مادی، مانند ساخت یک بنا، و هم در برخی موارد به صورت سازمانی یا نهادی، مانند ایجاد یک نهاد یا سازمان جدید به کار رود. در زبان فارسی، این واژه بیشتر در حوزههای مهندسی، شهرسازی و مدیریت استفاده میشود و نشاندهندهٔ آغاز یک ساختار جدید است. همچنین در متون ادبی یا رسمی برای بیان ایجاد و شروع یک پدیده نیز به کار میرود. بنابراین، این کلمه به معنای ایجاد، ساختن و به وجود آوردن چیزی تازه است که پیش از آن وجود نداشته و اکنون برای نخستین بار شکل میگیرد.
مترادفها
ساخت، بنا، ایجاد، تأسیس
متضادها
تخریب
لغت نامه دهخدا
احداث. [ اِ ] ( ع مص ) ظاهر و پیدا کردن. || زنا کردن. || شکستن وضو. || صیقلی کردن شمشیر را. ( منتهی الارب ). آهن بزدودن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر ). || نو ایجاد کردن. ( منتهی الارب ). نو کردن.( زوزنی ). نو پیدا کردن. ( مؤید الفضلاء ). || حَدَث کردن. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ). غایط کردن. || احداث، ایجاد و خلق چیزی است که مسبوق بزمان و مدّت باشد. ( تعریفات ). مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: احداث بکسر الف مرادف تکوین است و برخی گفته اند مرادف نیست و شرح آن در ضمن تفسیر و معنی لفظ تکوین بیاید و مختصری از مبحث احداث و تکوین در ضمن شرح و معنی لفظ ابداع بیان شد. بدانجا مراجعه شود.
- احداث کردن؛ نو آوردن. بنوی کردن.
احداث. [اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ حَدَث. جوانان. نوجوانان: مجالسة الأحداث مفسدة الدین. ( امیرالمؤمنین علی علیه السلام ). و احداث متعلمان بطریق تحصیل علم و موعظت نگرند. ( کلیله و دمنه ). که از احداث فقهای حضرت و افراد علمای دولت بمزیت هنر و مزید خرد مستثنی است. ( کلیله و دمنه ). اما جماعتی احداث از سر نزق شباب و قلت تجارب و غفلت از عواقب امور، سر باز زدند و ازآن قرار تجافی نمودند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || احداث دَهر؛ سختیهای زمانه. بلاهای روزگار. || بارانهای اوّل سال. || احداث موجبه وضوء؛ حدثها که وضو باطل کند ( اصطلاح فقه ).
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ص. ) جِ حدث. ۱ - نوها، تازه ها، هر چیز تازه و نو پدید آمده. ۲ - جوانان. ۳ - نوعی حقوق دیوانی (در عهد صفویه ).، ~ اربعه: حدث های چهارگانه: قتل، ازالة بکارت، شکستن دندان و کور کردن. ~ دهر: بلاهای روزگار، پیشامدهای دوران. ~ مو
(اِ ) [ ع. ] (مص م. )چیزی نو به وجود آوردن، ساختن و برقرار کردن.
فرهنگ عمید
= حدث
۱. تٲسیس کردن، ساختن.
۲. [قدیمی] چیز تازه به وجود آوردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - نو ایجاد کردن چیزی نو پدید آوردن ایجاد کردن ساختن و برقرار کردن. ۲ - ایجاد شئ مسبوق به مدت را احداث مینامند و آن اخص از تکوین است زیرا تکوین عبارت از ایجاد مسبوق بماده است و هر چه مسبوق بماده است و هر چه مسبوق بمدت باشد مسبوق به مادت هم هست و عکس قضیه کلیت ندارد و ممکن است چیزی مسبوق بمادت باشد و قدیم باشد یعنی مسبوق بمدت نباشد.
دانشنامه آزاد فارسی
اَحداث
جمعِ «حَدَثْ»، به معنی جوانان رخدادها و بلایای روزگار و نوآوری و بدعت که در تاریخ اسلام معانی گوناگونی یافته است. ظاهراً نخستین بار در روزگار خلافت عمر، منصبی با نام والی یا امیر احداث برای رسیدگی به حوادث تازه و جلوگیری از بی نظمی پیدا شد. از حدود قرن ۳ق والیان احداث، افزون بر مبارزه با تباهکاری و بی رسمی، در کار قضاوت نیز دخالت کردند. در مصر و شام از قرن ۴ق، احداث به طبقه ای از شبه نظامیان و جنگجویان غیر رسمی شهری نیز گفته می شده که در تاریخ سیاسی منطقه مؤثر بوده اند، ظاهراً عامۀ مردم، آنان را به چشم حادثه جویانی نفرت انگیز می نگریستند. زمانی که یکی از امرای سلجوقی روی به دمشق نهاد، مردم شادی ها کردند و از او خواستند تا ایشان را از ستم احداث برهاند. عیاران ایران و عراق نیز، در قرن ۴ق، گویا شکل دیگری از احداث بوده اند. اصطلاح احداث مترادف با عسس، همچنین به دلیران شبگرد گفته می شده که رسماً درشمار مأموران داروغه، نگهبان نظم و امنیت شهر در شب بوده اند. در داستان حسین کُرد، احداث به معنی رئیس شبگردان به کار رفته است. از دیگر معانی احداث مالیات های غیر مرسوم ماهانه بود که آن ها را مکوس نیز خوانده اند و در مصر، عراق، ایران و هند از مردم یا صاحبان کالا می ستانده اند. تا مقرری جنگجویان یا شبگردها پرداخت شود. این وجوه در روزگار صفویه به گونه ای مالیات مقطوع به نام وجوه احداث تبدیل شد که همه مردم آن را می پرداختند.
ویکی واژه
چیزی نو به وجود آوردن، ساختن و برقرار کردن.
جِ حدث.
نوها، تازهها، هر چیز تازه و نو پدید آمده.
جوانان.
نوعی حقوق دیوانی (در عهد صفویه)
~ اربعه: حدثهای چهارگانه: قتل، ازالة بکارت، شکستن دندان و کور کردن. ~ دهر: بلاهای روزگار، پیشامدهای دوران. ~ موجبة وضوء: حدثهایی که وضو را باطل میکند.
جمله سازی با احداث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از رودهای عمده استان رود سالی است که از آن برای آبیاری و تولید برق استفاده میشود. در ضمن سدهای ال کادیال بر رود سالی، امبالسه بر روی رود اوندو، لا آنگوستورا بر رود سوسا و اسکاپا بر رود ماراپا احداث شدهاند.
💡 طاق نسیانی از این انجمن احداث کنیم تا دم شیشهٔ دل ماند از آفات سلیم
💡 دارای چندین سرچشمهٔ خنک و گوارا است و به دلیل رویش پونه در آبراهههای آن به آبشار پونهزار معروف است. ارتفاع آبشار حدود ۷۰ متر است و در محلهای ریزش آب، خزههای سرسبز دائمی تشکیل شدهاست، در پاییندست آبشار چندین واحد پرورش ماهی احداث شده و در اطراف آبشار درختان زرشک وحشی به چشم میخورد.
💡 باغ سرکار، باغی بسیار بزرگ و با طراحی چشم نواز در ابتدای قنات مرکزی آواز بنا شده بود که متعلق به خاندان علم بوده است. این باغ به شکل و اندازه بزرگتر از باغ اکبریه بیرجند احداث شده بود، به گونه ایی که دارای پیادهراههای بزرگ با حاشیه درختان کاج به عمری بیش از 100 سال بوده است.
💡 از جمله تأسیسات مرتبط با بندر و تجارت در اهواز آن زمان، واگن اسبی بودهاست که با احداث یک رشته خط آهن و توسط واگنهایی که با اسب کشیده میشدهاند بار و کالای تجاری را در امتداد رودخانه و بین کشتیها جابهجا میکردهاست.