لغت نامه دهخدا
( آتش سوز ) آتش سوز. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) آتش سوزان. حریق. ( دهار ):
بر آتش سوز گردآید همه کس
تو بر فریاد آتش سوز من رس.( ویس و رامین ).
( آتش سوز ) آتش سوز. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) آتش سوزان. حریق. ( دهار ):
بر آتش سوز گردآید همه کس
تو بر فریاد آتش سوز من رس.( ویس و رامین ).
( آتش سوز ) ۱. چیزی که در آتش سوخته باشد.
۲. برافروزندۀ آتش.
۳. حریق، آتش سوزی: بر «آتش سوز» گرد آید همه کس / تو هم فریاد آتش سوز من رس (فخرالدین اسعد: ۳۰۷ ).
( آتش سوز ) ( اسم ) حریق آتش سوزی.
(قدیم): سوخته از آتش یا آبجوش. ریش آتشسوز را نیک بُوَد. «ابومنصور هروی»
💡 آتشسوزی بزرگ تننا ۱۶۸۲ (به ژاپنی: 天和の大火 てんなのたいか) آتشسوزی بزرگ دوره ادو است که در ۲۵ ژانویه ۱۶۸۳ میلادی رخ داد. آتشسوزی در معبد دای انجی در کوماگوم در حوالی ظهر رخ داد و تا حدود ساعت ۵:۰۰ صبح روز بعد گسترش یافت. تعداد کشته شدگان بیش از ۳۵۰۰ نفر تخمین زده میشود.
💡 آتشسوزی مسکو در سال ۱۸۱۲ در ۱۴ سپتامبر ۱۸۱۲، هنگامی که سربازان روسی و بیشتر ساکنان باقیمانده شهر مسکو را پیش از ورود نیروهای فرانسوی تحت نظر امپراتور فرانسه، ناپلئون بناپارت که پس از نبرد بورودینو وارد این شهر شدند، شهر مسکو را ترک کردند. این آتشسوزی شهر را ویران کرد، که در ماه گذشته بیشتر ساکنانش رها شده بودند.
💡 گارد ملی عربستان در پی این آتشسوزی رصدخانهای را تدارک دید تا در صورت مشاهده هر گونه موارد مشکوک به آلودگی وارد عمل شود. با این حال رسانههای عربزبان احتمال ورود ضرر به کشورهای عربستان و کویت را رد کردند.
💡 والدین او آندرس آبراهام فِیْوُرین و لوویسا اینگمان بودند. پس از تحصیل در مدارس نقاشی در هلسینکی و استکهلم، تحصیلات خود را در مونیخ، دوسلدورف و آکادمی ژولیان پاریس ادامه داد. او اغلب مناظر نقاشی میکرد و یکی از هنرمندانی بود که به ویکتور وسترهولم درمجمع هنرمندان اونینگبو در جزایر الند پیوست. او همراه با خواهرش در یک آتشسوزی در خانه آنها در لوهیا در سال ۱۹۱۹ جان باخت.