اتکاء

لغت نامه دهخدا

اتکاء. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) اتکال کردن. اعتماد کردن بر. پشت دادن بر. تکیه زدن به. ( زوزنی ). متکی شدن بر. تکیه کردن بر. ( تاج المصادر ).
- اتکا کردن؛ تکیه کردن.
- اتکاء کسی؛ متکا ساختن کسی را.
|| تکیه گاه گردانیدن برای کسی. || بر پهلوی چپ افکندن.
اتکاء. [ اِ ] ( ع مص ) بصورت اعتمادکننده کردن کسی را. و التاء فی هذاالباب عوض عن الواو علی خلاف القیاس. ( لغت نامه مقامات حریری ).

فرهنگ معین

(اِ تِّ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) تکیه کردن بر، پشت دادن بر. ۲ - اعتماد کردن بر.، نقطة ~نقطه ای که در آن اهرم را تکیه دهند، تکیه گاه.

ویکی واژه

تکیه کردن بر، پشت دادن بر.
اعتماد کردن بر.؛ نقطة ~نقطه‌ای که در آن اهرم را تکیه دهند، تکیه گاه.

جمله سازی با اتکاء

💡 شرکت دارای فرایند تولیدی با گرمای پایین می‌باشد و از سیستم بازیافت آب خاکستری استفاده می‌کند که در حدود ۹۰ درصد از اب استفاده شده را بازیابی می‌کند. همچنین از روان‌کننده‌ها (گریس‌های) بر پایهٔ سویا برای ماشین آلاتش استفاده می‌کند تا اتکاء به پترولیوم را کاهش دهد.

💡 شش شعاع این چرخ اشاره به شش جهت (چپ، راست، پیش، پس، بالا و پایین) دارد که همگی حول یک نقطه و محور که همان نقطه اتکاء هستی است در گردش می‌باشند. اگر مرکز چرخ جابجا شود و محور آن از جای خود حرکت کند نظام کائنات فرو می‌ریزد. به اعتقاد بودائیان چرخ از پنج اصل ترکیب شده‌است که همان پنج عنصر (خاک، زمین، آب، آتش و باد) تلقی می‌شوند.»