لغت نامه دهخدا
( آق ) آق. ( ترکی، ص ) سپید. سفید.
آق. ( اِخ ) نام طائفه ای از ترکمانان ساکن ایران، دارای 700 خانوار. || نام طائفه ای از ترکمانان ایران، ساکن قزل ملته حرگلان دارای سی خانوار.
( آق ) آق. ( ترکی، ص ) سپید. سفید.
آق. ( اِخ ) نام طائفه ای از ترکمانان ساکن ایران، دارای 700 خانوار. || نام طائفه ای از ترکمانان ایران، ساکن قزل ملته حرگلان دارای سی خانوار.
( آق ) [ تر - مغ. ] (ص. ) سفید: آق پر، پر سفید، آق تپه، تپة سفید.
( آق ) سفید، سپید.
( آق ) ( صفت ) سفید سپید: آق پر پرسفید آق تپه تپ. سفید.
کلمه ترکی بمعنی سپید
سفید، سپید
(گفتگو): مخفف آقا. آق جواد، آق ماشاالله. آقپز، آقتپه.
سفید، رنگ سفید، سپید. مجاز آدم سفید پوست. [۱]
↑ واژگانِ (آغ، آق) به چمِ (سپید) واژگانی هندواروپایی هستند. در زبانِ سانسکریت به (سپید، روشن، مایل به زرد )، (gaura) گفته میشده است. نیاز به یادآوری است که در زبانهایِ اوستایی و سانسکریت واژگانی که به (ر، رَ) میانجامند، در یک روندِ زبانی یا به همین شکل میمانند، یا آوایِ (ر/رَ) در آنها حذف میشود یا دچارِ جایگشتِ آوایی با آوایِ پیش از خود میشود (آغر/ آغار) /آغ (زدایشِ آوایِ (ر). چنانکه در رویهیِ 599 از نبیگِ (فرهنگِ سَنسکریت- فارسی) آمده است.
💡 آقا محسن زمانی به کریمخان زند پناه داد که مغضوب نادرشاه بود و جان او را حفظ کرد و کریم خان پس از آنکه به سلطنت رسید در برابر محبتهای گذشته، سه فرزند او را بهنامهای میرزا کاظم، هاشم خان و آقاسی بیگ مقامات مهم درباری بخشید.
💡 خبرگزاریهای داخلی ایران روز یکشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۰، خبر استعفای حیدر مصلحی از سمت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران را همراه با متن موافقت محمود احمدینژاد با استعفای آقای مصلحی و نیز حکم انتصاب او به عنوان مشاور امور اطلاعاتی انعکاس دادند.
💡 آقسرایی را بیشتر با شرحی که بر کتاب «موجز القانون» نوشت میشناسند. موجز القانون (معروف به موجز) خلاصهای است از کتاب قانون در طب ابن سینا که در قرن سیزدهم میلادی توسط ابن نفیس به رشتهٔ تحریر درآمد.
💡 آقا مهدی کلهپز فیلمی به کارگردانی منوچهر صادقپور و نویسندگی منوچهر کیمرام محصول سال ۱۳۵۲ است.
💡 نیمه دوم جلد اول (نسخه توسعه یافته پرنسس و ملکه) در سریال خاندان اژدها اثر اچبیاو که پیشدرآمدی برای بازی تاجوتخت است، اقتباس شدهاست.این کتاب توسط نشر باژ و کنار با ترجمهی آقای شهرابی به زبان فارسی منتشر شده است.
💡 در مورد وجه تسمیه این روستا اطلاعات دقیقی وجود ندارد. اما در اصطلاح محلی به معنی قوچ سفید است ولیکن در لغتنامه دهخدا آمدهاست:آقچه کلمه مغولی به معنی زر یا سیم و مسکوت؛ و توسعه هر مسکونی