آگاهی به معنای هشیاری و خودآگاهی، به شناخت فرد از خود و محیط اطرافش اشاره دارد و تحت تأثیر عواملی مانند خواب، بیماری، دارو یا هیپنوتیسم قرار نمیگیرد. این عمل تنها به وقایع یا پدیدههای خارجی محدود نمیشود و شامل احساسات، باورها و تجربیات ذهنی فرد نیز میباشد. خودآگاهی دروننگرانه، در مقایسه با واکنش صرف به محرکهای بیرونی، معمولاً پیشنیازی برای هشیاری به شمار میآید. این ویژگی در حیوانات به شکل متفاوتی وجود دارد و بر این باورند که در برخی از آنها، مانند شامپانزهها، این نوع یا به کلی متفاوت است یا اصلاً وجود ندارد. زیگموند فروید، روانپزشک اتریشی، معتقد است که این عمل به دلیل ویژگیهایی چون همسانی و درک تفاوتهای زمان و فضا، از ناخودآگاه متمایز است. در ناخودآگاهی، معانی نمادها و وقایع، مشابه حالت رؤیا، به طور مکرر تغییر میکند و تضادها معمولاً پذیرفته میشوند. این بخش شامل انگیزههایی است که از خودآگاه دور نگهداشته شده یا سرکوب شدهاند.
آگاهی
لغت نامه دهخدا
( آگاهی ) آگاهی. ( حامص، اِ ) شناخت. خبَر. نباء. اطلاع. آگهی. || علم. معرفت. خبرت. وقوف. عرفان
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
شناخت خبر اداره ای در شهربانی
جملاتی از کلمه آگاهی
کنون رنج در کارخسرو بریم بخواننده آگاهی نو بریم
راز اهل راز آگاهی بود گر نفهمی تو ز کوتاهی بود
پس آگاهی آمد به ارجاسپ شاه که بنشست در بلخ لهراسپ شاه