آگن

لغت نامه دهخدا

( آگن ) آگن. [ گ َ ] ( اِ ) آکندنی باشد، مثل آنچه در جامه و لحاف و بالش کنند از پنبه و پشم و غیره. || ( نف مرخم ) آکن. به معنی پرکننده که فاعل پر کردن باشد هم آمده است. ( برهان ). شاید مخفف آگند باشد.
آگن. [ گ ِ] ( پسوند ) در کلمات مُرکبه، مرادف آگین. گن. گین.

فرهنگ فارسی

( آگن ) ۱- ( اسم ) حشو آکنه آکنش. ۲ - در کلمات مرکببمعنی آلود ( آلوده ) مرصع انباشته مانند و گونه دارا و صاحب اندود ( اندوده ) آید: زهر آگین گوهر آگین عقیق آگین طلسم آگین عشرت آگین زر آگین.
در کلمات مرکبه مرادف آگین

ویکی واژه

(قدیم): بن مضارعِ آگندن، نیز آگندن.
آگن ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش آ - گَن قابل تجزیه باشد؛ که مفهوم کلی از اصطلاح فوق فردی از تبار سفیدپوست شاید آریایی گند صفت بوده است.[۱]
↑ منظور از «آ» مترادف «عا» به نظر می‌رسد قوم عاد باشد که به قوم آق یعنی سفیدپوست نیز تعبیر می‌گردد.

جمله سازی با آگن

💡 بُرد آگنی-۱، بین ۷۰۰ تا ۹۰۰ کیلومتر تخمین زده می‌شود. آگنی-۱ از نوع موشک بالیستیکی یک پله‌ای است. این سبک‌ترین موشک در میان موشک‌های نوع آگنی است. موشک آگنی-۱ قابلیت پرتاب با وسایل سیار را دارد.

💡 آنتونیوس بن ابی‌الخطار، شَدیاق عین‌طورینی (۱۷۵۷–۱۲ اکتبر ۱۸۲۱م) کشیش و تاریخ‌نگار لبنانی در سدهٔ هجدهم میلادی و اوایل نوزدهم بود. تاریخ کوتاه لبنان (مختصر تاریخ لبنان) اثر برجستهٔ اوست که در سال ۱۸۱۹م / ۱۲۳۴ق نگاشت؛ در سال ۱۹۵۳ کشیش آگناتیوس خوری آن را بازبینی و بازچاپ کرد.

💡 چون نار بسوزاند کین تو تن خصم وز غم دل و جانش کند آگنده پر از نار

💡 ولی بسیم چو سیماب گوشت آگنده است ز من چگونه نه توانی تو این حدیث شنید

💡 مکان استکهلم برای نخستین بار در حماسه‌های اسکاندیناوی به نام آگنافیت ذکر شده‌است و نام آن در کتاب شعر هیمس‌کرینگلا اسنوری استورلوسون به آگنی شاه ربط داده شده‌است.[نیازمند منبع]

💡 ز مصطفی تو شوی زرد روی چون آبی ز مرتضی چو دل آگنده ای چو دانه نار