لغت نامه دهخدا
( آنهمه ) آنهمه. [ هََ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب، ق مرکب ) تمام آن:
چو بشنید شه کیقباد آن همه
برآورد سر از میان رمه.فردوسی. || آن مقدار بسیار:
ایا ز بیم زبانم نژند گشته و هاژ
کجا شد آنهمه دعوی و لاف و آنهمه ژاژ؟لبیبی.
( آنهمه ) آنهمه. [ هََ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب، ق مرکب ) تمام آن:
چو بشنید شه کیقباد آن همه
برآورد سر از میان رمه.فردوسی. || آن مقدار بسیار:
ایا ز بیم زبانم نژند گشته و هاژ
کجا شد آنهمه دعوی و لاف و آنهمه ژاژ؟لبیبی.
آنهمه
آن اندازه، آن مقدار (در بیان کثرت).
آن اندازه، آن مقدار (در بیان کثرت).
به آن اندازه، به آن مقدار (در بیان کثرت).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زکوه را منحصر در نه چیز نمیداند، چون قرآن همه تولیدات را ذکر فرموده که صنعتی، کشاورزی و غیر آنها را شامل میشود.
💡 و از حکم مرید آن بود که چون خدمت درویشان کند صبر کند بر جفای ایشان که با او کنند، و اعتقاد کند که روح خویش را بذل کند در خدمت ایشان و ایشان او را بر آن شکر نکنند و او باز آن همه از تقصیر خویش عذر خواهد، و بر خویشتن از جنایت اقرار کند تا دل ایشان خوش باشد و اگرچه داند که او بریْ السّاحه است.
💡 هر جا که ماه روی تو طالع شود، بود با آن همه ضیا ز سها کمتر آفتاب
💡 چتوان سرودن آن همه با این زبان لال افسانه ای که رفت برون از حدود فال
💡 عمرهای دراز، خوردند و آشامیدند و اکنون پس از آن همه عیش و نوش، خود خوراکِ کرمها شدهاند؛