ایاب

لغت نامه دهخدا

ایاب. ( ع مص ) بازگشتن بوطن. ( آنندراج ). بازگشتن. ( المصادر زوزنی ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 23 ) ( منتهی الارب ): ره سپرش را نه از ذهاب خبر است و نه از ایاب. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || فروشدن آفتاب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). فرو شدن. غروب. افول. ( از متن اللغة ). || ( اِ مص ) بازگشت و رجوع.( غیاث اللغات ). بازگشت. ( ناظم الاطباء ):
هستم یقین بر آنکه اگر صاحب اجل
خواهد بر تو زود بود مر مرا ایاب.مسعودسعد.نبردم و نبرم جز به بزم شاه سجود
نکردم و نکنم جز به صدر خواجه ایاب.خاقانی.چونکه گوهر نیست نامش چون بود
چونکه نبود ذکر ایابش چون بود.مثنوی.در همش آرد چو سایه در ایاب
طول سایه چیست پیش آفتاب.مولوی.ملازمان رکاب سعادت ایاب بازگشته. ( حبیب السیر ).
ایاب. [ اَی ْ یا ] ( ع ص ) سقاء. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از متن اللغة ). و منه حدیث عکرمة: و کان طالوت ایاباً. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) برگشتن، باز آمدن. ۲ - (اِمص. ) بازگشت.

فرهنگ عمید

بازگشتن، برگشتن، بازآمدن، بازگشت.

فرهنگ فارسی

بازگشتن، برگشتن، باز آمدن، بازگشت
(مصدر ) باز گشتن بر گشتن باز آمدن مقابل ذهاب. ۲ - ( اسم ) بازگشت. یا ایاب و ذهاب. آمد و شد شد و آمد رفت و آمد.
بازگشتن بوطن. بازگشتن

ویکی واژه

برگشتن، باز آمدن.
بازگشت.

جمله سازی با ایاب

💡 ابراهیم دهگان چند کتاب ارزشمند را به چاپ رساند. کتاب‌های او به کلی نایاب هستند و اشخاص زیادی طالب آن‌ها می‌باشند.

💡 استینگر برای جایگزینی اف‌ای‌آم-۴۳ ردآی موشک دوش‌پرتاب گرمایاب قبلی آمریکایی‌ها ساخته شده و همتای شرقی آن موشک ایگلا است.

💡 گر تو را جنس وفا باید به شهر عشق جوی کان متاع اندر دیار حسن نایاب آمده ست

💡 خاک نایاب شد از سبزه که قالب سازند ورنه در دادن جان نیست هوا را تقصیر

💡 آب نایاب چنان شد که همی بر لب جوی دستها جز به تیّمم نکشد سر و سهی

💡 این استان نام خود را از رودخانهٔ مایابکه (بزرگترین رودخانه در این منطقه) و نیز کرانه جنوبی ساحل مایابکه گرفته است.