اثواب

اثواب در فرهنگ لغت عربی و فارسی، یک مصدر (اسم مصدر) به معنای پاداش دادن است. این واژه ریشه در فعل ثلاثی مجرد ثَوَبَ دارد که به معنای بازگشت و پاداش نیکو دادن به کار نیک است. علاوه بر معنای اصلی، این واژه در متون قدیمی‌تر به معنای پرآب گردانیدن حوض یا آب‌رسانی مجدد به استخر نیز به کار رفته است که نشان‌دهنده گستره معنایی آن در حوزه جبران و تکمیل است. در منابعی مانند منتهی الارب، این مفهوم دوم با عنوان اِثابَة نیز مترادف دانسته شده است.

معنای جمع و کاربرد در زبان فارسی

واژه اثواب (با املای: أَثْواب) را به عنوان اسم جمع معرفی می‌کند که شکل جمیع ثَوب به معنای جامه، لباس یا پوشاک است. در این کاربرد، اثواب به مجموعه‌ای از پوشیدنی‌ها و لباس‌ها اشاره دارد و در متون ادبی و رسمی فارسی، به صورت جمع بسته شده برای اشاره به تعداد زیادی از جامه به کار می‌رود. با توجه به قدمت این واژه، امروزه کاربرد آن در معنای جامه ها کمتر رایج است و بیشتر در متون تخصصی یا متون کلاسیک دیده می‌شود، هرچند معنای اصلی آن همچنان پابرجا است.

لغت نامه دهخدا

اثواب. [ اِث ْ ] ( ع مص ) پاداش دادن. || پرآب گردانیدن حوض. اثابة. ( منتهی الارب ).
اثواب. [ اَث ْ ] ( ع اِ ) ج ِ ثوب. جامه ها:
بسنده نیست ببزم تو گر فلک سازد
ز برگها دینار و ز ابرها اثواب.مسعودسعد.ابواب خزاین قدیم و حدیث فرمود تا گشاده کردند و اجناس جواهر و نقود و اثواب آمده و مصلحت آن مهم و تقسیم آن به رأی و صوابدید.... ( جهانگشای جوینی ).
- فلان ٌ طاهرالاثواب؛ یعنی پاک است از عیوب.عفیف است.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ ثوب، جامه ها.

فرهنگ عمید

= ثوب

فرهنگ فارسی

جامه ها، جمع ثوب
( اسم ) جمع: ثوب جامه ها.
پاداش دادن پر آب گرداندن حوض

ویکی واژه

جِ ثوب؛ جامه‌ها.

جمله سازی با اثواب

💡 گفت به ام الاغر که در غم فرزند چاک زن ای دختر ربیعه به اثواب

💡 سرور جمله اثواب ز روی معنی هست برد یمنی لبس رسول مختار