احسن

احسن به معنای بهترین و نیکوترین است و در فرهنگ ما به عنوان یک صفت برجسته و ارزشمند شناخته می‌شود. این واژه به طور خاص در زمینه‌های مختلف زندگی از جمله رفتارهای انسانی، اخلاقیات و کیفیت کارها به کار می‌رود. در حقیقت، نه تنها به معنای برتری در انجام کارهاست، بلکه به معنای توجه به جزئیات و رعایت اصول اخلاقی نیز می‌باشد. به عنوان مثال، اگر فردی در تلاش است تا به بهترین نحو ممکن وظایف خود را انجام دهد و در این مسیر همواره به صداقت، انصاف و احترام به دیگران پایبند باشد، می‌توان او را فردی احسن نامید. این مفهوم در دین و آموزه‌های اخلاقی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد و به انسان‌ها توصیه می‌شود که همواره در راستای نیکوکاری و انجام اعمال مثبت گام بردارند. بنابراین، احسن به عنوان یک اصل اخلاقی می‌تواند به عنوان راهنمایی برای زندگی بهتر و موثرتر در نظر گرفته شود. در دنیای امروز که رقابت و فشارهای اجتماعی به شدت وجود دارد، مفهوم احسن می‌تواند به ما کمک کند تا در مسیر رشد و توسعه فردی و اجتماعی قرار بگیریم و با به کارگیری این اصل در زندگی روزمره‌مان، به بهبود کیفیت زندگی خود و دیگران بپردازیم. در نهایت، به عنوان یک ویژگی برجسته انسانی، می‌تواند منجر به ایجاد ارتباطات مثبت و سازنده با سایر افراد و جامعه شود و به این ترتیب، فرهنگ نیکوکاری و محبت را در جامعه گسترش دهد.

لغت نامه دهخدا

احسن. [ اَ س َ ] ( ع ن تف ) نیکوتر. بهتر. اعلی. احمد. اولی. اصلح. ج، اَحاسِن: تبارک اﷲ احسن الخالقین. ( قرآن 14/23 ).
در شعر مپیچ و در فن او
چون اکذب اوست احسن او.نظامی.از برای وی احمد انواع منایا و احسن اقسام روایا ( ؟ ) مقدّر ساخت. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

فرهنگ معین

(اَ سَ ) [ ع. ] (ص تف. ) نیکوتر، بهتر.،به نحو ~ به بهترین شیوه و طرز.،~التقویم بهترین شکل، بهترین صورت.
( ~. ) (صت ) آفرین، احسنت، مرحبا.

فرهنگ فارسی

خوبتر، نیکوتر، بهتر
( صفت ) زه آفرین احسنت. قضا گفت گیر و قدر گفت ده فلک گفت احسن ملک گفت زه. ( فردوسی )
قریه ای است بین یمامه و حمی ضریه

جملاتی از کلمه احسن

پس یافته برترین مقامی احسنت زهی مقام عالی
صدهزار احسنت ای آتش فروز خوش بسوزان منتت برجان ما
به هر گفته از پر هنر عاقلان جوابم جز احسنت و جز خه نبود
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم