انقضاء

لغت نامه دهخدا

انقضاء. [ اِ ق ِ ] ( ع مص ) سپری شدن و نابود گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). نابود شدن و منقطع گردیدن. ( از اقرب الموارد ). بسرآمدن. ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( غیاث اللغات ). سپری شدن و بسرآمدن روزگار. ( تاج المصادر بیهقی ). بسرآمدن مدت. ( مصادر زوزنی ). گذشتن. برسیدن. رسیدن. منقضی گشتن. تقضی. انصرام. ( یادداشت مؤلف ).
- انقضاء اجل؛ منقضی شدن مدت. سرآمدن مهلت. ( یادداشت مؤلف ).
- انقضاء مدت؛ سر آمدن. بسر آمدن. انصرام آن. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(اِ قِ ) [ ع. ] (مص ل. ) به سر آمدن، سپری شدن.

ویکی واژه

به سر آمدن، سپری شدن.

جمله سازی با انقضاء

💡 جمعی مفسران گفتند: که مفاتیح غیب آنست که از آدمیان در غیب است از روزی و باران و نزول عذاب و سعادت و شقاوت و ثواب و عقاب و سرانجام کار و خاتمت اعمال و انقضاء آجال. و گفته‌اند که: درین آیت دلالت روشن است که رب العالمین بحقیقت داند بودنیها را پیش از بودن آن، یعلم انّه یکون ام لا یکون، و ما یکون کیف یکون؟ و ما لا یکون ان لو کان کیف یکون؟ قال ابن مسعود: اوتی نبیکم کلّ شی‌ء الّا مفاتیح الغیب.

💡 ثم قال تعالی تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیا. یعنی المال الّذی اخذتموهم من الفداء سمّاه عرضا لانه سریع الانقضاء قلیل الثبات. وَ اللَّهُ یُرِیدُ الْآخِرَةَ ای یرید لکم ثواب الآخرة بقهرکم المشرکین و نصرکم دین اللَّه. وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ امر باثخان الکفار.

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز