واژه بانی در زبان فارسی به معنای مؤسس، ایجادکننده یا کسی است که شروعکننده یک کار یا پروژه است. این واژه در زمینههای مختلفی از جمله فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و آموزشی به کار میرود و به شخص یا گروهی اشاره دارد که نقش کلیدی در آغاز یک فعالیت یا پروژه دارد.
تعریف عمومی:
بانی به فرد یا افرادی اطلاق میشود که با تلاش و سرمایهگذاری خود، اقدام به راهاندازی یا تأسیس یک پروژه، سازمان، یا رویداد میکنند. این واژه میتواند به معنای حامی یا پشتیبان نیز به کار رود.
کاربردها:
در پروژههای اجتماعی: مانند بانیان خیریهها یا سازمانهای غیرانتفاعی که برای کمک به دیگران ایجاد شدهاند.
در فرهنگ و هنر: این افراد به ترویج جشنوارههای فرهنگی یا هنری کمک میکنند که به گسترش هنر و فرهنگ میانجامد.
در کسب و کار: مانند بانیان شرکتها یا استارتاپها که ایدههای جدید را به واقعیت تبدیل میکنند.
معانی مرتبط:
این واژه میتواند به عنوان یک صفت نیز به کار رود و به ویژگیهای شخصیتی فرد اشاره کند، مانند تعهد، ابتکار و مسئولیتپذیری.
بانی. ( پسوند ) ( از: بان پسوند حفاظت + ی حاصل مصدر ) این ترکیب تنها بکار نرود و بلکه «بان » به آخر اسامی درآید و اسم مرکب سازد و سپس یاء به آن اضافه شودو معنی مصدری و غیره بدان دهد چون: آس بانی، آسیابانی، اشتربانی، بادبانی، باغبانی، پاسبانی، پالیزبانی،پشتبانی، پیلبانی، جنگلبانی. ( و نیز نام اداره ای جزء وزارت کشاورزی که حفاظت و مراقبت جنگلهای ایران رابعهده دارد ). جهانبانی، دربانی، دروازه بانی، دژبانی ( و نیز اداره ای از ادارات وزارت جنگ که جانشین قلعه بیگی سابق شده است ). دشتبانی، دوستاق بانی، دیده بانی،راهبانی، رزبانی، رمه بانی، زندان بانی، ساربانی، ستوربانی، شتربانی، شهربانی ( و نیز سازمان مهمی جزء وزارت کشور که امنیت و نگهبانی شهرها با اوست و سابقاً بدان نظمیه میگفتند ). شیربانی، فیلبانی، قلعه بانی، کرجی بانی، کشتی بانی، گاوبانی. گله بانی. گوبانی، مرزبانی، مهربانی، میزبانی، ناوبانی، نگاهبانی، نگهبانی، یخچال بانی. و رجوع به همین کلمات در ردیف خود شود.
بانی. ( ص ) افراخته مانند درخت طرفا. ( ناظم الاطباء ). این معنی جای دیگر دیده نشد.
بانی. ( ع ص ) نعت فاعلی از بناء،برپاکننده ساختمان. بناکننده. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). برآرنده. سازنده. بنیان کننده. سازنده بنا و عمارت. || مؤسس. پایه گذار. پی افکننده. آنکه بنا گذاشته است. اساس گذارنده. موجد. آغازکننده.
- بانی تعزیه؛ آنکه روضه خوانی و تعزیه خوانی فراهم آرد. نقیب.
- بانی خیر؛ که باعث خیر شود. مؤسس کاری نیک. نیکوکار.
- بانی روضه؛ که مجلس روضه تشکیل دهد. که مقدمات و مخارج روضه خوانی را فراهم آرد. صاحبخانه که روضه در خانه اش خوانند.
- بانی وقف؛ آنکه ملکی را وقف کند. آنکه قسمتی از اموال خود رابرای مصرف خیر وقف دارد. و رجوع به بنی و بناء شود.
|| واقف. که بنائی یا ملکی را وقف کند. || مؤلف. مصنف. مخترع. || برانگیزاننده. محرک. || سبب. علت. || اصل. مصدر. ( ناظم الاطباء ). || زن خود را به خانه خویش آرنده بعد تزوج. ( ناظم الاطباء ). و قیل لکل داخل باهله بان. ( تاج العروس ).
بانی. ( اِ )( به بای هندی ) اسم مار است. ( فهرست مخزن الادویه ).
بانی. ( ص نسبی ) منسوب به بان که نام درختی است. ( از انساب سمعانی ).
بانی. ( ص نسبی ) منسوب است به بان که قریه ای است در نواحی نیشابوربه ارغیان. ( از انساب سمعانی ) ( از معجم البلدان ).
۱. بناکننده، سازنده.
۲. بنیان گذار، مؤسس.
بناکننده، سازنده، بنیان گذار، موسس
نام شهری در سرزمین فرنگ است
اسم: بانی (پسر) (عربی)
معنی: به وجود آورنده، عبری نام مردی از نسل جاد که از شجاعان زمان داوود ( ع ) بوده است
[ویکی فقه] بانی (قرآن). بانی از صفات انتزاعی خدا و به معنای بنا کننده است.
بانی یکی از صفات خداوند است که در آیات مختلف قرآن به آن اشاره شده است. آن کس که زمین را بستر شما، و آسمان (جو زمین) را همچون سقفی بالای سر شما قرار داد. در این آیه به نعمت آسمان می پردازد و می گوید: آسمان را همچون سقفی بر بالای سر شما قرار داد (و السماء بناء). کلمه بناء با توجه به کلمه علیکم بیانگر آن است که آسمان بر بالای سر شما بنا شده است، طبعا همچون سقف، این معنی به صورت صریحتری در جای دیگر قرآن آمده است و جعلنا السماء سقفا محفوظا: ما آسمان را سقف محفوظی قرار دادیم. خداوند کسی است که زمین را برای شما جایگاه امن و آرامش قرار داد و آسمان را همچون سقفی (بالای سرتان) و شما را صورتگری کرد و آسمان را همچون سقف و قبه ای بالای سر شما قرار داد (و السماء بناء).بناء چنان که ابن منظور در لسان العرب می گوید: به معنی خانه هایی است که اعراب بادیه نشین از آن استفاده می کردند، مانند خیمه ها و سایبان ها و نظائر آن. چه تعبیر جالبی است که آسمان را به خیمه ای تشبیه کرده که اطراف زمین را گرفته، البته منظور از آسمان در اینجا بیشتر همان جو و هوای فشرده ای است که گرداگرد زمین را فرا گرفته، و همچون خیمه ای بر تمام کره زمین کشیده شده است.این خیمه بزرگ الهی هم از شدت تابش نور آفتاب می کاهد که اگر نبود اشعه آفتاب، و همچنین اشعه مرگبار کیهانی، موجود زنده ای را بر زمین نمی گذاشت، و به همین دلیل مسافران فضایی مجبورند دائما در برابر این پرتوها از لباس های مخصوص سنگین و گران قیمتی استفاده کنند.به علاوه این خیمه جلو سقوط سنگ های آسمانی را که پیوسته به کره زمین جذب می شوند می گیرد، و آنها را در نخستین برخورد به خاطر سرعت و فشاری که دارند آتش می زند تا خاکستر آنها آرام بر زمین بنشیند. آیات دیگری نیز در قرآن هست که اشاره به این صفت خدا دارد.