در زبان فارسی، ترکیبی است از حرف اضافهی به و اسم طرز. این واژه به معنای به طریق، به روش یا به رسم است. در متون کهن و لغتنامههای معتبر فارسی، از جمله در ناظمالاطباء، این واژه به همین معنا آمده است و برای اشاره به شیوه، روش یا صورت انجامدادن کاری به کار میرود. گاهی نیز این واژه، جنبهی ادبی یا رسمی پیدا میکند و در ترکیبهای نوشتاری یا گفتاری بهصورت بطرز خاصی دیده میشود.
در ساختار زبان فارسی، میتواند کارکردی همانند قید داشته باشد و شیوهی انجام فعل را بیان کند؛ برای مثال، در جملهی «او بطرز مؤدبانهای سخن گفت»، این واژه چگونگی سخن گفتن را مشخص میسازد. چنین کاربردی موجب شده است تا این واژه نهتنها در متون ادبی، بلکه در متون رسمی، علمی و حقوقی نیز مورد استفاده قرار گیرد، زیرا به زبان حالتِ دقت و شیوهمندی میبخشد. در واقع، این واژه زمینهی بیان دقیق روش و سبک را فراهم میکند.
از دیدگاه تاریخی و زبانشناختی، کاربرد بطرز ریشهدار در ساختار نحوی و معنایی زبان فارسی است. ترکیب حرف اضافه به با اسم، یکی از شیوههای پرکاربرد در ایجاد ترکیبات قیدی یا اضافی در فارسی کهن بوده است. افزون بر این، واژهی طرز خود به معنی روش، سبک، یا رسم است و ترکیب آن با حرف اضافه به موجب تأکید بر شیوهی انجام عمل میشود. بنابراین، بطرز را میتوان یکی از ترکیبات اصیل و پرکاربرد در فارسی دانست که هنوز نیز در گفتار و نوشتار رسمی معنا و کارکرد خود را حفظ کرده است.