برچک

فرهنگ معین

(بَ چَ ) (اِ. ) تیغة شمشیر.

ویکی واژه

از نام‌های زنانه در گویش بهاری. در قدیم نام هر مولود شاید سال‌ها پس از تولد از روی صفات و مشخصات ظاهری گذاشته می‌شد، بُرچَک نام مولود دختری بود که مو یا گیسوی پرپشت داشته باشد.
تیغة شمشیر.

جمله سازی با برچک

💡 چو فغفور مر دیو را بنگرید سرشکش ز مژگان به رخ برچکید

💡 گهی راند نرم و گهی راند گرم به رخ برچکان از مژه آب گرم

💡 چو گل هر زمانی همی بشکفید سرشکش ز دیده به رخ برچکید

💡 ور قطره ای ز جود تو بر خاک برچکد در دشت هر غبار که باشد شود عقار

💡 چو رستم ز ایرانیان این شنید سرشکش ز دیده به رخ برچکید

💡 آنی که به لطف تو سراسر نمکی چون بر گل تازه برچکیده نمکی