بازگرد. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) مراجعت. ( ناظم الاطباء ). عود:
او گر ز کرده بازنگردد مگرد گوی
اندی که بازگرد بعدل شهنشه است.سیدحسن غزنوی.آن کس که به نفس خود نبردی دارد
با خویش همیشه سوز و دردی دارد
گر خاک شود عدوی و بر باد رود
غافل نشوی که بازگردی دارد.استاد علی اکبر معمارباشی اصفهان ( از آنندراج ).|| عادت بیماری از بدپرهیزی یا هوازدگی. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
(گَ )(اِمص. ) مراجعت، بازگشت.
۱. بازگشت، مراجعت.
۲. (صفت فاعلی ) بازگردنده، رجوع کننده.
بازگردنده، رجوع کننده
( اسم ) مراجعت باز گشت.
بازگرد، روستایی در دهستان بیابان بخش مرکزی شهرستان سیریک در استان هرمزگان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۴۹۱ نفر ( ۱۱۷ خانوار ) بوده است.
مراجعت، بازگشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرد متمولی دختر جوانی به نام «شیرین» را به همسری میگیرد «سهراب» که شیرین را دوست دارد او را ربوده و به ایل خود میبرد و مرد متمول جوانی به نام «خسرو» را مأمور میکند که همسرش را به او بازگرداند
💡 امام عظیم کراهیت داشت از آن معنی که مرا خود چرا میشناسد. پس امام برخاست و غسل کرد و به نماز مشغول شد. خادم امام گفت: ای جوان! تو بازگرد که امام به کار تو مشغول است.
💡 امّا چه شد که اسماعیل آذری نژاد، روحانی ساکن در شهر قم، تصمیم گرفت از یک شهر بزرگ به شهر زادگاهش بازگردد و برای بچه های روستا قصه خوانی کند؟
💡 ای صبا خوش آمدی چون بازگردی سوی دوست حال من دزدیده اندر گوش عیاری بگو
💡 در آغاز فصل ۲۱-۲۰۲۰ او دچار مصدومیت شد ولی طولی نکشید که توانست مجدداً به ترکیب تیم بازگردد
💡 داستان این فیلم در مورد یک مأمور سرویس مخفی مرموز سابق (با بازی ژان کلود ون دام) است. پس از آنکه پسرش بهاشتباه با اتهام قاچاق اسلحه و مواد مخدر توسط دولت متهم میشود، باید فوراً به فرانسه بازگردد.