بارم

لغت نامه دهخدا

بارم. [ رِ ] ( فرانسوی، اِ ) کتاب محتوی محاسبات حل شده. و بمناسبت نام واضع آن بدین نام موسوم شده است. || ریز نمرات مخصوص آزمایش یک پرسش. برای بدست آوردن معدل نمرات یک آزمایش پرسش ها را به اجزایی چند تقسیم و برای هر جزء نمره ای تعیین میکنند، نمره مزبور را در اصطلاح بارم خوانند.
بارم. [ رَ ] ( اِ ) بیرم. یکی از اصناف مخل است. ( مفاتیح العلوم خوارزمی ). و آن آلت درازی است آهنین و جز آن که بدان سنگ را حرکت دهند. اهرم.

فرهنگ معین

(رِ ) [ فر. ] ( اِ. ) جدول یا مقیاس تعیین شده برای نمره گذاری، شمارک. (فره ).

فرهنگ عمید

= بیرم۲
ریزِ نمره های مخصوص که در هر آزمون به پاسخ پرسش ها داده می شود.

فرهنگ فارسی

یکی از اصناف ملخ است

ویکی واژه

جدول یا مقیاس تعیین شده برای نمره گذاری، شمارک. (فره)

جمله سازی با بارم

💡 آب‌انبارمقیم مربوط به ۹۵۱ ه.ق است و در میبد، فیروز آباد، محله مقیم واقع شده و این اثر در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۱۷۷۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 این روستا از شمال به جنگل از جنوب به رودبارمحله از شرق به کچپ‌محله و از غرب به سنگر و کفرات متصل است.

💡 صدق و راستی مطابقت گفتار با حقیقت است که همراه با امانت است و کذب عکس آن است. کذب آدمی را ترسو و ریاکار و لجوج بارمی آورد و بعکس راستی شجاعت، صراحت لهجه وجلب اعتمادمردم را به همراه دارد. و

💡 هر چه در خاطر او می گذرد می دانم با چنین قرب، به خاک در او بارم نیست

💡 بارها رفتم بدرگاه تو، کس بارم نداد یافت جان خسته ام در حضرتت این بار بار

💡 خدمت عشقم برهمن کرد و یک بارم به سهو تار زلفی بر میان انداز زناری نکرد

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز