باتش

لغت نامه دهخدا

باتش. [ ت ُ ] ( اِ ) ترنج.( جهانگیری ) ( شعوری ج 1 ص 168 ). رجوع به باتس شود.

جمله سازی با باتش

💡 سه‌شنبه ۱۵ شهریور، شماری از کارگران کارخانه سیمان اردستان، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان از جمله عدم دریافت حق سختی کار خود، در مقابل ساختمان اداره کار اردستان تجمع کردند.

💡 گروهی از افراد دارای معلولیت، با برگزاری سه تجمع جداگانه در تهران مقابل ساختمان سازمان برنامه و بودجه، در مشهد مقابل ساختمان استانداری و در سقز مقابل ساختمان فرمانداری، خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.

💡 گلیست خرم و خندان و تازه و خوشبوی ولیک امید ثباتش چنان که دانی نیست

💡 ور نیشکر مصری از قند زند لافی تو خشک نباتش را زآن شکر تر بشکن

💡 چو در کوی خراباتش به یک ساغر نمی‌گیرند بر آتش افکنم به این لباس زهد و تقوا را

مفتوح یعنی چه؟
مفتوح یعنی چه؟
آب و آتش یعنی چه؟
آب و آتش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز