اهواء. [ اِهَْ ] ( ع مص )انداختن. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) ( مصادر زوزنی ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ). || آهنگ کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). قصد کردن. ( آنندراج )( المصادر زوزنی ). || افتادن چیزی. || فرود آوردن دم شمشیر را بر کسی. || دراز و بلند شدن دست بسوی چیزی. || اشاره کردن بدست. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اشارت کردن. ( آنندراج ). || دوست داشتن. ( آنندراج ).
اهواء. [ اَهَْ ] ( ع اِ ) ج ِ هوی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( مجمل اللغة ). کامها. ( مهذب الاسماء ). آرزوهای نفس. ( از آنندراج ). خواهشها و آرزوهای نفس. ( منتخب از غیاث اللغات ): میول و اهواء. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): هیبت و شوکت ایشان به آبادانی جهان و تألیف اهواء متعلق باشد. ( کلیله و دمنه ). همه از خلوص اهواء و صدق ولاءخدمت و طاعت او پیش گرفتند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 397 ). اختلاف اهواء در میان ایشان ظاهر شد. ( رشیدی ).
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ هواء، آرزوها، میل ها.
[ویکی الکتاب] معنی أَهْوَاءَ: هوسها
ریشه کلمه:
هوی (۳۸ بار)
جِ هواء؛ آرزوها، میلها.
💡 فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ یعنی الاهواء المختلفة.
💡 و عن ابی بکر الصدیق قال: قال رسول اللَّه (ص): «قال ابلیس: اهلکت النّاس بالذنوب، أهلکونی بلا اله الا اللَّه و الاستغفار، فلما رأیت ذلک اهلکتهم بالاهواء، و هم یحسبون انهم مهتدون».
💡 إِنَّهُمْ لَنْ یُغْنُوا عَنْکَ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً ای لن یدفعوا عنک من عذاب اللَّه شیئا ان اتّبعت اهواءهم و ذلک انّهم کانوا یقولون له: ارجع الی دین آبائک فانّهم کانوا افضل منک، فقال عز و جل: إِنَّهُمْ لَنْ یُغْنُوا عَنْکَ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً.
💡 عن عمر بن الخطاب قال: قال رسول اللَّه (ص) لعائشة: «یا عائشة انّ الذین فارقوا دینهم و کانوا شیعا هم اهل البدع و الضلالة من هذه الامّة، یا عائشة انّ لکلّ صاحب ذنب توبة الّا صاحب البدع و الاهواء لیست لهم توبة، انا منهم بری و هم منّی براء».