انزجار

انزجار به معنای احساس قوی بیزاری یا تنفر نسبت به یک شی، وضعیت، یا فرد خاص است. این احساس می‌تواند به دلایل مختلفی ایجاد شود و معمولاً با واکنش‌های عاطفی و جسمی همراه است.

علل انزجار

تجارب منفی گذشته، مانند آسیب دیدن یا تعرض، می‌تواند منجر به این احساس نسبت به فرد یا موقعیت خاصی شود. برخی از احساسات انزجار ناشی از هنجارهای فرهنگی و اجتماعی است که به افراد می‌آموزند نسبت به برخی رفتارها یا وضعیت‌ها چگونه واکنش نشان دهند.

نشانه‌های انزجار

این حس معمولاً با واکنش‌های جسمی مانند جمع شدن بینی، چهره‌های درهم‌رفته، یا حتی حالت تهوع همراه است. همچنین می‌تواند با احساساتی مانند خشم یا ناامیدی نیز ترکیب شود.

لغت نامه دهخدا

انزجار. [ اِ زِ ] ( ع مص ) بازایستادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). منع شدن ونهی شدن. ( از اقرب الموارد ). بازده شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). وازده شدن. ( مصادر زوزنی ). || ( اِمص ) کراهت و نفرت و عدم رغبت و میل. ( ناظم الاطباء ). تنفر. اکراه. ( یادداشت مؤلف ). در باب املای این کلمه اختلاف است، بعضی انضجار را صحیح دانسته اند مأخوذ از ضجرت و ضجرقلق و اضطراب و اندوهناکی. عده ای دیگر گویند «انضجار» در عربی نیامده و انزجار، در لغت عرب به معنی بازایستادن و قبول نهی کردن است، مطاوع «زجر» به معنی منع و نهی و بازداشتن. بکار بردن و استعمال زجراذیت و آزار، به معنی کراهت و تنفر بر سبیل تسامح است. قول دوم ارحج است. ( فرهنگ فارسی معین ).
- انزجار خاطر؛ کراهت خاطر و عدم میل آن. ( ناظم الاطباء ).
- انزجار داشتن؛ نفرت و کراهت داشتن و بی میل بودن و بی رغبت شدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(اِ ز ِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) دوری کردن، رمیدن. ۲ - بیزار بودن، ۳ - (اِمص. ) رمیدگی، نفرت.

فرهنگ عمید

اظهار نفرت و بیزاری کردن، نفرت، بیزاری.

فرهنگ فارسی

بازایستادن، بهم بر آمدن، رمیده شدن، بیزاری داشتن
۱ - ( مصدر ) باز ایستادن وازده شدن. ۲ - بیزار بودن متنفر بودن. ۳ - ( اسم ) رمیدگی نفرت بیزاری. توضیح درباب املای این کلمه اختلاف است. بعضی انضجار را صحیح دانسته اند مائ خوذ از ضجرت و ضجر بمعنی قلق و اضطراب و اندوهناکی. عدهای دیگر گویند (انضجار ) در عربی نیامده و انزجار در لغت عرب بمعنی باز ایستادن و قبول نهی کردن است مطاوع (زجر ) بمعنی منع و نهی و باز داشتن. بکار بردن و استعمال زجر بمعنی اذیت و آزار و انزجار بمعنی کراهت و تنفر برسبیل تسامح است.قول دوم ارجح است

جملاتی از کلمه انزجار

او پس از فراغت از تحصیل، به عنوان کارشناس خاورمیانه و ایران در یونسکو مشغول کار شد و ضمن اعلام انزجار از نظرات و عقاید توده‌ای و کمونیستی خود، اعلام کرد که ترویج مرام کمونیستی در ایران ممکن نیست و بهترین حکومت در ایران مشروطه سلطنتی است.
نوروال چیس: پدر آیریس و لورا. پس از مجروح شدن شدید در جنگ جهانی اول و بعداً بیوه شدن، او با انزجار تجارت دکمه‌های خانوادگی را اداره می‌کند در حالی که دچار اعتیاد به الکل و افسردگی شده‌است.
روزی ‌که نگذرد نام تو بر لبم نفرین‌ کنم به خویش از فرط انزجار
از جمله کارهای این انجمن می‌خوانیم که: «زنان محله سنگلج تهران (از کانونهای مخالفت با مشروطه) ضمن ابراز انزجار از مردان ضد مشروطه خویش، اعلام آمادگی برای جانفشانی در راه مشروطه کرده و پایان این «حرکات وحشیانه» را خواستار شدند.»