اماثل

لغت نامه دهخدا

اماثل. [ اَ ث ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَمثَل بمعنی مشابه و نظیر است یا ج ِ امثال که ج ِ مثل است و بمعنی همسران استعمال میشود. ( از غیاث اللغات ). ج ِ امثل. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). نظایر. || گزیدگان. خیار. اخیار. افاضل: خصم اماثل، فرومایگان باشند. ( کلیله و دمنه ). کعبه علماء و اماثل...، و همگی ارباب هنر و بلاغت جانب او شناختندی. ( کلیله و دمنه ). افاضل و اماثل جهان رضیع احسان و ربیب انعام ایشان شده. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 ص 276 ).
- اماثل و اقران؛ نظایر و همسران.

فرهنگ معین

(اَ ثِ ) [ ع. ] (ص. ) جِ امثل. ۱ - فضلا، هنرمندان. ۲ - مانندها.

فرهنگ عمید

برتر، فاضل تر.

فرهنگ فارسی

جمع امثل به معنی برتر، شریفتر، فاضلتر
( صفت ) جمع امثل. ۱ - برتران بهتران فاضلتران. ۲ - گزیدگان گزینان برگزیدگان. ۳ - نظیران همانندان.

ویکی واژه

جِ امثل.
فضلا، هنرمندان.
مانندها.

جمله سازی با اماثل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و فی طخیهٌٔ عمیاء عُشتُ منکّراً یُفارقنی ظلّی لفقد الاماثل

💡 انبیا تو را گفتند نیک باش و نیکی کن تا که نیک بینی از اماثل و اقران

💡 کهف الاماثل فخرالدین صاحبنا مولی تقاصرت الاوهام عن رائه

💡 آسوده نشسته به جلال تو اجلا و آرام گرفته به منال تو اماثل

💡 آن افصح زمانه که نفس نفیس اوست سر دفتر اماثل و اعیان روزگار

💡 در رزم چنان شاد که در بزم اماثل میدان قتالش بهمانسان که محافل