أقوم یک اسم مصدر یا صیغه تفضیل از ریشه عربی است که در منابع معتبر لغتشناسی همچون منتهیالارب، ناظمالاطباء و ترجمان القرآن مورد بررسی قرار گرفته است. معنای محوری و اساسی این واژه، دلالت بر حالت تفضیلی صواب و استقامت دارد؛ یعنی چیزی که راستتر، صحیحتر و قویمتر از حالت عادی یا مبنا باشد. این مفهوم بیانگر درجهای از اتقان و درستی است که از حالت معیار فراتر رفته است.
بسط مفهوم درستی و استواری
بر اساس تعاریف ارائهشده در فرهنگهای جامع لغت، از جمله آنندراج، مفهوم أقوم فراتر از صرف راستی در گفتار یا نوشتار است و به معنای درستتر نیز تعمیم یافته است. این گسترش معنایی نشان میدهد که واژه مذکور میتواند برای توصیف چیزی به کار رود که از نظر ساختاری، منطقی، یا حتی اخلاقی، محکمتر و بدون نقصتر باشد. در حقیقت، أقوم درجهای از استحکام و بیعیبی را منعکس میسازد که آن را از سایر امور متمایز میسازد.
اقوم. [ اَق ْ وَ ] ( ع ن تف ) راست تر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن ). راست تر و درست تر. ( آنندراج ). قویم تر. || برپای داشته تر. ( ناظم الاطباء ).
(اَ وَ ) [ ع. ] (ص تف. ) راست تر.
راست تر، برپاداشته تر
( صفت ) راست تر.
[ویکی الکتاب] معنی أَقْوَمُ: راست تر-استوارتر
ریشه کلمه:
قوم (۶۶۰ بار)
«أَقْوَم» از مادّه «قیام» گرفته شده است; و از آنجا که انسان هنگامی که می خواهد فعالیت پی گیری انجام دهد، قیام می کند و به کار می پردازد، از این نظر، «قیام» کنایه از حسن انجام امور و آمادگی برای فعالیت آمده است. ضمناً، «استقامت» که از همین ماده گرفته شده و «قیم» که آن هم از این ماده است به معنای صاف، مستقیم، ثابت و پا بر جا است. و از آنجا که «أَقْوَم» «افعل تفضیل» است; به معنای صاف تر، مستقیم تر و پابرجاتر می آید. و به این ترتیب مفهوم آیه فوق چنین است: «قرآن به طریقه ای که مستقیم ترین، صاف ترین و پابرجاترین طرق است، دعوت می کند». و «قیل» به معنای «سخن گفتن» است که در اینجا اشاره به ذکر خدا و تلاوت قرآن است.
راست