اعشار به اعدادی اطلاق میشود که شامل یک یا چند رقم بعد از علامت اعشار (نقطه) هستند. به عنوان مثال، در عدد 3.14، 3 عدد صحیح و 14 قسمت اعشاری است.
کاربرد در ریاضیات:
این اعداد در ریاضیات برای نمایش مقادیر کسری به کار میرود. این سیستم به این معناست که هر رقم بعد از علامت اعشار نمایانگر یک بخش از عدد است که بر اساس توانهای 10 تقسیم میشود. به عنوان مثال:
رقم اول بعد از آن (مثلاً 0.1) نشاندهنده یک دهم است.
رقم دوم (مثلاً 0.01) نشاندهنده یک صدم است.
رقم سوم (مثلاً 0.001) نشاندهنده یک هزارم است.
مقایسه با اعداد صحیح:
این اعداد میتوانند مقادیر بین اعداد صحیح را نشان دهند. به عنوان مثال، عدد ۲.۵ نشاندهنده مقداری بین ۲ و ۳ است. این اعداد به ما کمک میکنند تا مقادیر دقیقتری را نشان دهیم، مانند اندازهگیریها یا پول. مثلاً وقتی میگوییم قیمت یک کالا 5.99 دلار است، یعنی قیمت دقیق آن 5 دلار و 99 سنت است.
اعشار. [ اِ ] ( ع مص ) عشراء شدن ناقة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). عُشراء ( ده ماهه یا هشت ماهه ) شدن شتر. ( از اقرب الموارد ). || صاحب شتران خورنده یک عشر گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). شتران کسی عِشر ( ده روز یا نه روز یا هشت روز تشنه نگه داشتن و روز بعد آب خورانیدن ) شدن. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). دهم بازآمدن اشتر. ( تاج المصادر بیهقی ). || ده تن گشتن قوم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ده تن شدن قوم. || ده گردانیدن عدد. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). ده شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ):
به اخماس و به اعشار و به ادغام و امالت کی
ترا رهبر بود قرآن بسوی سِرِّ یزدانی.سنائی.|| در عشرذی الحجه گشتن، یقال: اعشر القوم؛ صاروا فی عشر ذی الحجة. || و یقال: اعشرنا منذ لم نلتق؛ ای اتی علینا عشر لیال. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ).
اعشار. [ اَ ] ( ع اِ ) ده آیتها. ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). || ده یک. ( آنندراج ). ج ِ عُشر، بمعنی دهم حصه باشد از چیزی. ( غیاث اللغات ). ج ِ عُشر، یعنی ده یک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ج ِ عَشیر، ده یک.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ج ِ عاشِر، بمعنی ده یک گیرنده و دهم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ج ِ عِشر، یک پاره از هر چیز که به ده قطعه پاره شده باشد. ( از اقرب الموارد ). || نصیبهای قمار از شتران کشته. || قوادم پر مرغ. ( آنندراج ). و رجوع به مفردهای کلمه شود.
- اعشارالجزور؛ حصه های شتر. ( منتهی الارب ). نصیب های شتر که به هفت جزء قسمت شود. ( از متن اللغة ).
- حساب اعشار؛ حسابی که در آن صحیح و اعداد کسر پیدا کنند.
- قِدر اعشار؛ دیگ که ده پاره شده باشد. ج، اَعاشیر. یا دیگ بزرگ که به کم از ده کس برداشته نشود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دیگ که به ده پاره قطعه شده یا دیگ که کم ازده تن نتوانند آنرا برداشت. ( از متن اللغة ). دیگ شکسته. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ).
- قلب اعشار؛ دل ده پاره و شکسته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اعشار. [ اَ ] ( اِخ ) نام موضعی است به عقیق مدینه. ( از معجم البلدان ):
ظللت َ باعشار لعینیک واشل
( اَ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ عشر، یک دهم ها.
جمع عشر به معنی ده یک چیزی
( اسم ) جمع عشر ده یک ها یک دهم ها
نام موضعی است بعقیق مدینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسپسمیلو یک یکای پول بینالمللی اعشاری منسوخ شدهاست که در سال ۱۹۰۷ توسط رنه دو سوسور پیشنهاد شد و قبل از جنگ جهانی اول توسط چند بانک بریتانیایی و سوئیسی و عمدتاً در بانک چک اسپرانتیست استفاده میشد.
💡 اگر با تقسیم صورت بر مخرج، به باقیمانده صفر برسیم، کسر را مولد اعشار مختوم مینامند. این حالت در زمانی رخ میدهد که مخرج کسر فقط شامل عاملهای ۲ یا ۵ یا هر دو باشد.
💡 اعداد صحیح به عنوان دنبالهای از اعداد اعشاری نوشته شدهاست، به عنوان مثال، ۱۲، ۱۲۳۷۵ و -۲۳٬۴۲۷ اعداد صحیح هستند. علم حساب اعداد صحیح دقیق و تنها محدود به حافظه موجود بر روی دستگاه است.
💡 برای بسط از فرمول دوجملهای استفاده میکنیم؛ اگر که با استفاده از فرمول دوجملهای با نماهای اعشاری آشنا نیستید، نگران نباشید. دقیقاً همانگونه است؛ با این تفاوت که هیچگاه تمام نمیشود.