اسم خاص
مترادفها
نام مخصوص
متضادها
اسم عام
لغت نامه دهخدا
اسم خاص. [ اِ م ِ خاص ص ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) یا عَلَم. آنست که بر فردی مخصوص و معین دلالت کند: حسن، جعفر، فریدون، جمشید، تبریز، شیراز،البرز، دماوند، شبدیز، رخش. و رجوع به عَلَم شود.
فرهنگ فارسی
یا علم آنست که بر فردی مخصوص و معین دلالت کند: حسن جعفر فریدون
ویکی واژه
اسمی است که تنها به یک فرد یا شی اشاره دارد و همه را شامل نمیشود (مانند «مرد»، «پسر»، «ایران»، «درخت»، «باغ»)
جمله سازی با اسم خاص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماه در باور ملت ارمنی خواهر خورشید بحساب میآمد و مورد پرستش قرار میگرفت. پرستشگاههای آفتاب و ماه در پایتخت ارمنستان باستان قرار داشته و مردم براساس مراسم خاصی که جزئیات آن معلوم نیست دعا و نیایش به پیشگاه این ایزدان به عمل میآوردهاند.
💡 هر یک از اسماء حسنا اسم وصفی از صفات اسم خاص عین ذات کبریا نام علی
💡 فلسفه افلاطونی یا پلاتونیسم در صورتی که به عنوان اسم خاص به کار برده شود، به اندیشههای فلسفی افلاطون و سایر سیستمهای فلسفیای که به آن نزدیک هستند یا از آن مشتق شدهاند گفته میشود.
💡 اسم خاص خدایانی که در فهرست واژگان به صورت آنشارگال آمده است، گونهای از نام آنشار محسوب میشود.
💡 اسم عام، اسمی است که بر همه افراد و اشیاء و مفاهیم دلالت کند و بین همه آنها مشترک باشد (مانند «کتاب»، «مرد») و اسم خاص، اسمی است که تنها به یک فرد یا شی اشاره دارد و همه را شامل نمیشود (مانند «فرزام»، «بیستون»، «ایران»).