استواران
مترادفها
استوارها، پابرجاها
متضادها
لرزان، ناپایدار، سست
فرهنگ معین
(اُ تُ ) (اِ. ) جِ اُستُوار، معتمدان، اَمینان.
ویکی واژه
جِ اُستُوار؛ معتمدان، اَمینان.
جمله سازی با استواران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو با استواران بپرداخت راز به شه گفت کهآهنگ رفتن بساز
💡 گر استواران دارد ملک به حاشیه بر چو باز کار به جان افتد استوار تویی
💡 نگویم درد خود با کس کز این راز نگنجد در دل نااستواران
💡 که نه نامور ز استواران خویش ازین پرهنر نامداران خویش
💡 چو با استواران قوی کرد عهد ز ایوان خاکی برون برد مهد
💡 قهرمانان تاریخ با ایستادگی در برابر سختیها، به عنوان استواران راه عدالت در حافظه نسلهای بعدی و تاریخ بشریت ماندگار شدهاند.
💡 آن گروه از استواران، با اعتقاد راسخ به اصول اخلاقی خود، در برابر تمام فشارهای اجتماعی و سیاسی بیکم و کاست ایستادگی کردند.
💡 برای ساختن کشوری مقتدر، نیاز به وجود نسلهایی از استواران داریم که در برابر وسوسهها و مشکلات بزرگ هرگز تسلیم نشوند.