فرهنگ معین
(اِ تِ دَ ) [ ع. استفادة ] (مص م. ) نک استفاده.
(اِ تِ دَ ) [ ع. استفادة ] (مص م. ) نک استفاده.
( مصدر ) فایده گرفتن فایده خواستن استفاده مقابل افادت.
نک استفاده.
💡 و اما آنچ در صورت چراغ و شمع و مانند این بیند توری باشد مقتبس یا از ولایت شیخ یا از حضرت نبوت که «و سراجا منیرا» یا از استفادت علوم یا از نور قرآن یا از نور ایمان و آن چراغ و شمع دل بود که بدان مقدار نور منور شده است ازین عالمها که گفتیم و اگر در صورت قندیل و مشکات بیند همین معنی باشد که حق تعالی دل را بدان مثل زده است که «مثل نوره کیمشکوه فیها مصباح».
💡 و بعد ازان نوبت تدبیر به صناعت رسد تا آن انسانیت که به توسط طبیعت وجود تمام یافت به توسط صناعت بقای حقیقی یابد. پس طالب فضیلت را در تحصیل کمالی که متوجه بدان باشد به همین قانون اقتدا باید نمود، و در تهذیب قوتها سیاقت و ترتیبی که از طبیعت استفادت کرده باشد رعایت کرد، و ابتدا به تعدیل قوت شهوت، پس به تعدیل قوت غضب، و ختم بر تعدیل قوت تمییز کرد.
💡 گهی که حکمت تو با بیان کند تقریر باستفادتش آید هزار افلاطون
💡 امامقلی میرزا در علوم شرق زمینی لاسیما فنون حکمیه زحمات بسیار برده و بمقامی ارجمند رسیده بود. سالها در سن شباب بمثابهٔ طلاب حمل کتاب میفرموده بمدارس اساتید میرفته و در عرض اهل استفادت مینشستهاست. بالجمله از مشاهیر هنروران دوران بود - انتهی. او راست: کتاب انشاء. (از مؤلفین کتب چاپی، تألیف خانبابامشار)
💡 گر می کشد نزاری و گرمی نوازدت تو مستفید باش که زو استفادت است