ازدحام. [ اِ دِ ] ( ع مص ) انبوهی کردن بر. ( مجمل اللغة ) ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). زحام. زحمت. تزاحم. ( مجمل اللغه ). مزاحمت. بک. مک. هجوم و انبوهی کردن. ( مؤید الفضلاء ): که غالب همت ایشان بمعظمات امور مملکت متعلق باشد و تحمل ازدحام عوام نکنند. ( گلستان ). || فراهم آمدن. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) انبوه. ( غیاث اللغات ). جمعیت. || انبوهی. کبکبه.
- ازدحام کردن؛ تتایع. ( از منتهی الارب ). مزاحمت. تزاحم.
(اِ دِ ) [ ع. ] (مص ل. ) انبوه شدن، انبوه جمعیت، مزاحمت، تزاحم. ج. ازدحامات.
هم فشار آوردن جمعیت و هنگامه برپا کردن.
انبوهی کردن، هجوم کردن، بهم فشار آوردن جمعیت وهنگامه برپاکردن
( مصدر ) انبوهی کردن بر هجوم و انبوهی کردن مزاحمت تزاحم. جمع ازدحامات.
[ویکی فقه] تراکم و هجوم جمعیت را ازدحام گویند. از آن به مناسبت در باب های طهارت، حج و دیات سخن گفته شده است.
در صورتی که ازدحام نمازگزاران جمعه مانع خروج فرد برای وضو گرفتن باشد و بیم از دست رفتن نماز برود، اگر نماز جمعه بر او واجب عینی باشد، می تواند با تیمّم نماز بخواند و قول مشهور، عدم وجوب اعادۀ آن است.
رمی در شب بر اثر ترس از ازدحام
حاجی در صورت عذر مانند بیم بر خود بر اثر ازدحام جمعیت در روز، می تواند در شب رمی کند.
کشته شدن به سبب ازدحام
اگر کسی به سبب ازدحام جمعیت در محلی کشته شد، در صورتی که قاتل او مشخص نشود، دیه اش از بیت المال پرداخت می شود.
انبوه شدن، انبوه جمعیت، مزاحمت، تزاحم.
ازدحامات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من خود، به شب پناه برم،ز ازدحام روز دو گوش و چشم بسته ز غولان هرزهلای
💡 ازدحام بیگانه با دریافت نمره بازبینی ۷۷/۱۰۰ در وب سایت متاکریتیک، نقدهای مثبت دریافت کرد.
💡 در فراخای جهان از ازدحام عاشقان جای جولانی نماند از تنگ میدانی مرا
💡 پس از آنکه سپاه یزید اسراء را به شهر شام وارد کردند، کثرت جمعیت و ازدحام تماشاچیان بقدری بود که راه نمیدادند سرها و اسراء را سریع حرکت دهند.
💡 در این حالت در نیمی از حالات از روش استخوان خالی و در نیمی از الگوریتم ازدحام ذرات معمول استفاده میشود.
💡 حادثه ازدحام هالووین سئول ازدحام جمعیتی بود که در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۲، در طول جشنهای هالووین در منطقه ایتهوون، سئول، کره جنوبی موجب کشته شدن ۱۵۹ نفر و زخمی شدن حداقل ۱۹۶ نفر شد.