ادوات

جمع اداته است و در لغت به معنای ابزارها و وسایل مختلف به کار رفته برای حصول و ایجاد چیزی است. این اصطلاح در متون قدیمی همچون غیاث‌اللغات به‌وضوح به کاربرد وسیع و همه‌جانبهٔ ابزارها و وسایل اشاره دارد و نشان می‌دهد که، نقش بنیادی در تحقق اهداف و انجام امور دارند. به‌عبارت دیگر، ادوات آن دسته از وسایل و امکانات هستند که بدون آن‌ها انجام یک عمل یا رسیدن به نتیجه ممکن نیست.

شامل ابزارها و تجهیزات مختلفی می‌شوند که برای انجام کارهای گوناگون ضرورت دارند. به‌طور مثال، در انجام عملی همچون آتش زدن یا روشن کردن آتش، وجود ادوات مربوطه ضروری است و بدون آن‌ها این عمل امکان‌پذیر نخواهد بود. این مفهوم نشان‌دهندهٔ وابستگی مستقیم فعالیت‌های انسانی به ابزارها و وسایل است و اهمیت آنها را در پیشبرد امور روزمره و علمی برجسته می‌سازد.

همچنین، اهمیت این واژه تنها محدود به ابزارهای مادی نیست؛ بلکه در زمینهٔ تجربیات، مهارت‌ها و ممارست‌های فردی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. همان‌طور که بدون ادوات فیزیکی امکان انجام برخی اعمال وجود ندارد، بدون ابزارهای فکری و مهارت‌های عملی نیز اثر تلاش و تجربهٔ انسان به شکل آشکار بروز نخواهد کرد. بنابراین، ادوات هم در حوزهٔ جسمانی و هم در حوزهٔ ذهنی و مهارتی، پایه و اساس دستیابی به اهداف و نتایج موفقیت‌آمیز را تشکیل می‌دهند.

لغت نامه دهخدا

ادوات. [ اَدَ ] ( ع اِ ) ج ِ اَداة. آلت ها. آلات حصول چیزی. ( غیاث اللغات ). اسباب. دست افزارها: چنانکه ظهورآن بی ادوات آتش زدن ممکن نگردد، اثر این تجربت و ممارست هم ظاهر نشود. ( کلیله و دمنه چ 1332 ص 299 ).
- ادوات عمران؛ وسایل آبادی و تمدن.
- علم ادوات الخط؛ شرح آن در علم الخط بیاید. ( کشف الظنون ).
|| شئون. امور: بلعمی... و بوطیب مصعبی... هردو یگانه روزگار بودند در همه ادوات فضل. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 700 ). وی را [ مسعود ] دیده اند از بزرگی و شهامت و تفرد وی در همه ادوات سیاست و ریاست او واقف گشته. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 570 ). چنین کوشک نشان ندهند هیچ جای و هیچ پادشاه چنین بنا نفرمود و همه بدانش و هندسه خویش ساخت و خطهای او کشید [ مسعود ] بدست عالی خویش که در چنین ادوات خصوصاً در هندسه آیتی بود. رضی اﷲ عنه. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 508 ). || ( اصطلاح منطق ) حروف معانی. رباطات. و رجوع به اداة شود.

فرهنگ معین

(اَ دَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ اَدات، آلت ها، اسباب ها، دست افزارها.

فرهنگ عمید

۱. = ادات
۲. [قدیمی] موجبات، عوامل.

فرهنگ فارسی

افزارها، آلت ها، جمع اداه
( اسم ) ۱ - جمع: ادات آلتها آلتهای حصول چیزی اسباب دست افزارها. ۲ - شائ ن ها امرها امور. یا ادوات استفهام.

ویکی واژه

جِ اَدات؛ آلت‌ها، اسباب‌ها، دست افزارها.

جمله سازی با ادوات

💡 بخشی از ادوات نیروی هوایی ارتش سرخ در قسمت فرماندهی دفاع هوایی به کار برده شده بود. این مقدار شامل ۴۰ هنگ هوایی جنگنده می‌شد که بر روی کاغذ ۲۵۲۰ جنگنده به آن‌ها تعلق داشت اما در حقیقت کمتر از ۱۵۰۰ جنگنده در اختیار آن‌ها بود.