اجتنابپذیر
مترادفها
قابل اجتناب، گریختنی
متضادها
اجتنابناپذیر، ناگزیر، ضروری
فرهنگ فارسی
( اسم صفت ) قابل پرهیز چیزی و کاری که میتوان از آن پرهیز کرد و وقوع آن ناگزیر نیست.
ویکی واژه
ویژگی آنچه میتوان از آن پرهیز کرد. اطاعت از قانون اجتنابپذیر نیست.
جمله سازی با اجتنابپذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او همچنین به عنوان منتقد مارکسیسم نیز شناخته میشود: مارکسیسم لنینیسم در هسته بنیادی خود (چنانکه در آرای کارل مارکس و فریدریش انگلس هست) طبیعتی ستمگر دارد، و حتی مدعی است که «بینش مارکسی سرانجام استالینیستی را دیکته میکرد، نه بهخاطر اینکه اتوپیای کمونیستی اجتنابپذیر بود، بلکه به این خاطر که ناممکن بود».