لغت نامه دهخدا
( آمال ) آمال. ( ع اِ ) ج ِ اَمَل. امیدها. اومیدها. آرزوها.
( آمال ) آمال. ( ع اِ ) ج ِ اَمَل. امیدها. اومیدها. آرزوها.
( آمال ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ امل، امیدها، آرزوها.
( آمال ) = امل
( آمال ) ( اسم ) جمع: امل امیدها آرزوها.
آرزوها، جمع امل
اسم: آمال (دختر) (عربی) (تلفظ: āmāl) (فارسی: آمال) (انگلیسی: amal)
معنی: آرزوها، خواسته ها، دوست داشتنی ها، جمع امل، امیدها
امال ( به لاتین: Amale ) یک منطقهٔ مسکونی در نپال است که در Janakpur Zone واقع شده است.
امال ۲٬۰۳۱ نفر جمعیت دارد.
امال (استان بومرداس). آمال ( استان بومرداس ) ( به عربی: أمال ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان بومرداس واقع شده است. آمال ۸٬۵۶۷ نفر جمعیت دارد.
امیدها، آرزوها، جمعِ اَمَل. آمال ممکن است در زبان معیار باستان به دو کلمه آ - مال قابل تجزیه باشد.
آمال یحتمل در روزگار ایران باستان، به معنی داشتن یا بدست آوردن گاو بویژه گاو شیرده بوده است، به همین سبب در زبان عربی به معنی آرزو تعبیر شده است. مال به معنی گاو بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انواع آمالگامها شناخته شدهاند که بیشتر در زمینه تحقیق مورد توجه هستند.
💡 نگرانیهایی دربارهٔ این عدم اطلاع وجود دارد و استفاده از آمالگام در سطح فدرال در مکانی مثل ایالات متحده نامنظم است.
💡 ای کعبهٔ مقصودم، وی قبلهٔ آمالم مپسند بدین روزم، مگذار بدین حالم
💡 آمالش سن (بنگالی: অমলেশ সেন؛ ۲ مارس ۱۹۴۳ – ۷ اکتبر ۲۰۱۷) بازیکن و مربی فوتبال اهل بنگلادش بود.
💡 خاطر جمع مرا پیری پریشان حال کرد تار و پود هستیم را رشته آمال کرد