آماجگه

ویکی واژه

آماج‌گه
(شاعرانه): آماجگاه. تُرکی که شکار لَنگ اویم/ آماج گه خدنگ اویم «نظامی‌گنجوی»

جمله سازی با آماجگه

💡 ترکم سوی آماجگه آمد سرمست چون غمزۀ خود تیر و کمان اندر دست

💡 افلاک بود قسی حوادث چو سهام رامی حق و آماجگه افراد انام

💡 یارب این کینه و این ظلم دمادم تاکی دل ایرانی‌، آماجگه غم تا کی

💡 نکنم شکوه ز مژگان تو اما چکنم که دل آماجگه نوک خدنگ است اینجا

💡 تا درآید ز کمین ترک کمان ابروی من سینه‌ای نیست که آماجگه تیرش نیست

💡 زندان نفس یا قفس دل بودش نام هر سینه که آماجگه تیر بلا نیست

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
نظافت چی یعنی چه؟
نظافت چی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز