آهان

لغت نامه دهخدا

( آهان ) آهان. ( صوت ) در تداول اطفال و زنان، آری. نعم.
اهان. [ اِ ] ( ع اِ ) تنه درخت شاخ بریده و بالای آن. ( ناظم الاطباء ). تنه درخت بریده شاخها و بالای وی. ( منتهی الارب ). تنه درخت بریده و شاخهای درخت. ( آنندراج ).
اهان. [ اَ ] ( اِ ) سریشم و نشاسته. || کناره و حاشیه. ( ناظم الاطباء ). حاشیه جامه. ( آنندراج ). || حریره. آهار. || فهرست. || ناپاکی. پلیدی. آلودگی. ( ناظم الاطباء ). لوث و آلودگی. || دهن. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

( آهان ) (صت. ) آره، بلی.

فرهنگ فارسی

( آهان ) آری بلی.
سریشم و نشاسته

ویکی واژه

آهان
(گفتگو): هنگام تصدیق، تأکید، اعتراض، خوشحالی، بیاد آوردن مطلبی، و مانند آنها بکار میرود. آره، بلی. آهان! کم‌کم داری یاد میگیری.

جمله سازی با آهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چیزهایی که بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد شامل: توجه به زمان و سرعت صحبت کردن، نوع بلندی و تن صدا، لحن و انعطاف‌پذیری و صداهایی که انتقال دهنده تفاهم می‌باشد مانند: «آهان» و «اوهو.»

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز