ثاد

لغت نامه دهخدا

ثأد. [ ث َءْدْ ] ( ع مص ) سرمازده گردیدن. || نمناک شدن و سرما رسیدن.
ثأد. [ ث َءْدْ / ث َ آ ] ( ع اِ ) امر زشت. || غوزه نرم ازخرما. || گیاه تازه و تر. || مکان ناموافق. || نم. || سرما.
ثأد. [ ث َ ءَ ] ( ع اِ ) نم. || خاک نمناک. || سرما.

فرهنگ معین

[ ع. ] (اِ. ) نَم.

فرهنگ فارسی

نم خاک نمناک سرما

ویکی واژه

نَم.

جمله سازی با ثاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا باغ پدید آرد برگ گل مینایی تا ابر فرو بارد ثاد و نم آذاری

💡 زشتی ما را به طبع روشن افثادست‌کار هرکجا آیینه‌پردازیست زنگی شاد نیست

💡 !ستایش خداوندیرا سزاست که نظم فواصل مکوّنات بسته باوثاد قدرت اوست و تاسیس بدایع مصنوعات مستند باسباب مشیت او و درود نامعدود بر رسول راد و آل و اولاد او باد که بیت القصیدۀ وجودند و سر دفتر غیب و شهود صلوات الله علیه و علیهم اجمیعن الی یوم الدین.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز