اجتیاز

لغت نامه دهخدا

اجتیاز. [ اِ ] ( ع مص ) گذشتن از جائی و رفتن. بگذشتن. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ). بریدن مسافت را: راه اجتیاز او بر منازل غز بود و غزیان چند مرحله بر عقب او میرفتند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
خالدین شد نعمت و منعم علیه
محیی موتی است فاجتازوا الیه.مولوی.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص ل. ) گذر کردن.

فرهنگ عمید

عبور کردن، گذشتن از جایی، گذشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گذشتن از جایی و رفتن بگذشتن.

ویکی واژه

گذر کردن.

جمله سازی با اجتیاز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اجتیاز بحر و بر و امتیاز خیر و شر ملالت آورد و از دیدن گرم و سرد و آزمودن نیک و بد سآمت افزود، با دلی پر از آذر و بیجان از حد آذربایجان بخاک فلسطین مستمند و حزین افتادم و جناح سفر در آن خطه بگشادم و با خود گفتم.

💡 فعلقت بظوافر اللیل و تمسکت بحوافر الخیل پس بحسب مراد اجتیاز اختیار بکردم و کأس کربت از دست ساقی غربت بخوردم تا آن زمان که پای از تک و پوی بماند و زبان از گفتگو ملول شد، طبع از جستجوی سیر آمد و آب غربت آتش شهوت بنشاند و باد فتور گرد غرور بفشاند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران