لغت نامه دهخدا
ذیفن. [ ف َ ن ن ] ( ع ص مرکب ) رجوع به ذوفن شود.
ذیفن. [ ف َ ن ن ] ( ع ص مرکب ) رجوع به ذوفن شود.
(فَ نّ ) [ ع. ] (ص مر. ) نک ذوفنون.
صاحب فن، متخصص در یک کار، کسی که در یک فن یا هنر تخصص دارد.
کسی که به فنهای مختلف آشنایی دارد خداوند فنها بسیار هنر.
نک ذوفنون.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نجیبانند در عالم چهل تن باصلاح امور ناس ذی فن
💡 تا گشت مسلمم غم دوست در مدرس عشق ذی فنونم
💡 چون خوبِ کم از بدِ فزون به ذی فن به جهان ز ذی فنون به
💡 مثال ماسوی، با حضرت او است مثال ظل ذی ظل فن و ذی فن