دنبک
لغت نامه دهخدا
دنبک. [ دُم ْ ب َ ] ( اِ ) دُهلی دم دراز از چوب و یا سفال که در زیر بغل گرفته نوازند. ( از ناظم الاطباء ) ( ازبرهان ) ( از آنندراج ). قسمی طبل خرد چون دف و دورویه با دیواره بلندتر که نوازند نگاه داشتن اصول را. تنبک. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به دمبک و تنبک شود.
فرهنگ عمید
= تنبک
فرهنگ فارسی
( اسم ) دهلی است که از چوب و سفال سازند و بازیگران در زیر بغل گرفته نوازند.
ویکی واژه
tamburo
جمله سازی با دنبک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرب دم دنبه دو من یکسره چرب تر از دم دنبک آهو بره
💡 مثل بودکه چو شد مرد خانه دنبکزن زکودکان نه عجب گرکنند پابازی
💡 وانجا که فتد مال تو در معرض قسمت دنبک زند و حق طمعها بگزارد
💡 دنبک روان و دایره گرم و رنود مست تا صبحدم ز گردهٔ هم کار میکشند
💡 ارگ و بربط گذشته از آحاد تار و دنبک رسیده تا عشرین