برنوشته
مترادفها
مکتوب نشده، نوشته نشده
فرهنگ معین
(بَ نِ وِ تِ ) (ص مف. ) طی شده، پاره گشته.
فرهنگستان زبان و ادب
{banner} [عمومی] پارچه ای بلند که بر آن نوشته ای درج شده است و آن را از دو سو به دست می گیرند یا در جایی نصب می کنند
ویکی واژه
طی شده، پاره گشته.
جمله سازی با برنوشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هست طومار دل من به درازای ابد برنوشته ز سرش تا سوی پایان تو مرو
💡 مُسَوَّمَةً، نشان کرده و نام برنوشته، عِنْدَ رَبِّکَ، نزدیک خداوند تو، لِلْمُسْرِفِینَ (۳۴) گزافکاران را.
💡 محقق گرامی سید شریف در شرح مواقف پیرامن علم گوید: جفر و جامعه نام دو کتاب از علی - که خدایش گرامی دارد - است و آن بزرگوار در آن دو کتاب، حوادث دنیا را تا انقراض عالم به روش دانش حروف برنوشته است.
💡 آخرین تکسوار یا آخرین تک سوار ایل فیلمی به کارگردانی سید محمد سیف زاده و نویسندگی سید محمد سیف زاده ساختهٔ سال ۱۳۷۷ است.که براساس اسنادتاریخی وملی معتبرنوشته شدومورداستقبال فراوان قرارگرفت.
💡 برخی از قوانین و قراردادهای اجتماعی به صورت برنوشته هستند و تنها از طریق پذیرش عرفی و سنتهای قدیمی میان مردم حفظ و رعایت میشوند.
💡 او احساس میکرد که تمام وعدههایی که در آن شب به او داده شده بود، تنها کلماتی برنوشته و گذرا بودند که هیچ سند رسمی ندارند.
💡 تاریخ گاهی با وقایع برنوشته و خاطراتی که هرگز در کتابها ثبت نشدهاند، شکل میگیرد که تنها در ذهن نسلهای قدیمی باقی مانده است.