انگشت نشان

فرهنگ معین

( ~. نِ ) (ص مر. ) مشهور، شناخته شده.

فرهنگ عمید

= انگشت نما

فرهنگ فارسی

(صفت ) معروف مشهور مشار با لبنان انگشت کش.

ویکی واژه

مشهور، شناخته شده.

جمله سازی با انگشت نشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون مینتوان کرد به انگشت نشان انگشت به لب باز همی دار خموش

💡 بر خاک اگر پویه زند کس نتوان یافت از پاشنه یا خود سر انگشت نشان را

💡 گریه از کشته شدن نیست از آن میگریم که بشوئی زسرانگشت نشان خون را

💡 کاین کوی دو صد بار هزار از سر معنی گشتست کز ایشان تف انگشت نشانست

💡 در معرکهٔ رزم خدنگ تو به اعدا داده است به انگشت نشان راه عدم را

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز