افت و خیز. [ اُ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) عبارت است از حالت بین بین شتافتن و آهسته رفتن. ( آنندراج ) ( بهار عجم ). || کنایه از نشیب و فراز و یک قرار نماندن. ( آنندراج ) ( بهار عجم ):
ببین مدار مه و مهر و بیوفائی گل
ز دولتی مشو ایمن که افت و خیز ندارد.محسن تأثیر ( از آنندراج ).نفس بسینه اعدا ز هیبت کند
به افت و خیز تردد چو نبض منشاری.طالب آملی ( از بهار عجم ).
(اُ تُ ) (اِمر. ) افتادن و برخاستن، به آهستگی رفتن و شتافتن.
( اسم ) ۱ - عمل افتادن و برخاستن. ۲ - افتادن و بر خاستن باهستگی رفتن و شتافتن.
{fluctuation} [شیمی، فیزیک، مهندسی بسپار] انحراف هر کمیت از مقدار میانگین آن که معمولاً بین دو مقدارِ حدی کمینه و بیشینه تغییر می کند
{rise and fall} [حمل ونقل ریلی] مجموع ارتفاع سربالایی ها با تغییر شیب های متوالی در یک مسیر مشخص که نهایتاً به تراز اولیه بازمی گردد
افتادن و برخاستن، به آهستگی رفتن و شتافتن.
💡 در ادامه زندگی پر افت و خیز خود و به دلایل خاص و مشکلاتی که از «شرایط زندگی استاد» متأثر بود به استخدام نظام درآمد و در واحدهای مختلف تبلیغاتی، فرهنگی و اداری، بیش از هفتاد ماه در جبهههای جنگ ایران و عراق مشغول بود. در آن روزهای پر التهاب نیز لوازم خوشنویسی در کوله پشتی وی موجود بود تا در سنگر هم به تمرین خط بپردازد.
💡 گهی باشد به سبزه افت و خیزم گهی باشد به ساغر گیر و دارم
💡 در افت و خیز بردهام این راه را به سر کان بار بس گران و شتر بس حمام بود
💡 موج خون با موج خون اندر ستیز درمیانش زورقی در افت و خیز