استعمارزدایی
مترادفها
رهایی از استعمار
متضادها
استعمار
فرهنگستان زبان و ادب
{decolonization} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] از میان بردن سلطۀ حکومت استعماری بر سرزمین دیگر که به استقلال مستعمره منجر شود
ویکی واژه
از میان بردن سلطۀ حکومت استعماری بر سرزمین دیگر که به استقلال مستعمره منجر شود.
جمله سازی با استعمارزدایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بهطور سنتی، نام آسام به تمام شمال شرقی هند اشاره میکرد، اما پس از استعمارزدایی (۱۹۴۷) بخشهایی از آسام، ایالتهای همسایه جدیدی را که در بالا ذکر شد در دهه ۱۹۷۰ تشکیل دادند. ایالت جدید آسام، که پرجمعیتترین ایالت در شمال شرقی هند است، مرکز خود را دیسپور (حومه بزرگترین شهر گواهاتی) قرار داد. شیلونگ، پایتخت شمال شرقی هند در دوران استعمار، در ایالت جدید مگالایا جای گرفت و مرکز آن ایالت شد.
💡 سازمان وحدت آفریقا در ابتدای کار فعالیتهای خود را بر اهداف سیاسی که در ماده دوم اساسنامه آن ترسیم شده بود، متمرکز کرد. در این چارچوب این سازمان نقش عمدهای در استعمارزدایی از قاره آفریقا، حل و فصل مسالمتآمیز منازعات مرزی کشورهای این قاره، دفاع از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی اعضا و مبارزه با آپارتاید ایفا کرد.
💡 سازمان وحدت آفریقا به عنوان سلف اتحادیه آفریقا در سال ۱۹۶۳ و پس از آنکه در روند استعمارزدایی پس از جنگ جهانی دوم تعداد کشورهای مستقل آفریقا رو به افزایش بود، با عضویت ۳۲ کشور در آدیس آبابا پایتخت اتیوپی تشکیل شد.
💡 جنبشهای آزادیخواه در سراسر جهان برای دستیابی به هدف اصلی خود یعنی استعمارزدایی و استقلال کامل ملی، سالها با مشقت و سختی مبارزه کردند.
💡 فرآیند استعمارزدایی در کشورهای آسیایی پس از جنگ جهانی دوم با پیچیدگیهای سیاسی و اقتصادی بسیاری همراه بود که دههها به طول انجامید.
💡 سیاستهای فرهنگی دولتهای مستکبر اغلب با هدف جلوگیری از استعمارزدایی فکری و حفظ سلطه بر ذهنیت ملتهای تحت سلطه طراحی و اجرا میشوند.