آویزه‌بند

لغت نامه دهخدا

( آویزه بند ) آویزه بند. [ زَ / زِ ب َ ] ( نف مرکب ) آویزه بندنده. آویزه بسته:
چو گوش خدیو از لاَّلی پند
شد از روی اخلاص آویزه بند.هاتفی.|| ( اِ مرکب ) بندی که رویان ( جنین ) دانه را بجفت متصل کند. ( فرهنگستان ).

فرهنگ معین

( آویزه بند ) ( ~. بَ ) ( اِ. ) بند ناف.

فرهنگ فارسی

( آویزه بند ) ۱ - ( صفت ) آنکه آویزه بندد آویزه بسته. ۲ - ( اسم ) بندی که جنین دانه را بجفت متصل کند بند ناف.

جمله سازی با آویزه‌بند

💡 آویزه‌بند یک ناحیهٔ رویانی تمایزیافتهٔ انتهایی است که رویان را طی مراحل ابتدایی تکوین دانه به بافت‌های اطراف متصل می‌کند. رویان‌های بیشتر گیاهان دانه‌دار دارای نواحی آویزی هستند، که گوناگونی اندازه و شکل وسیعی دارد و ساختارهای آویزه‌بند مانند در رویان‌های برخی گیاهان ابتدایی خشکی‌زی وجود دارد.

💡 گذشته از شکل یا اندازه، آویزه‌بند از سلول پایه‌ای پیش رویان دو سلولی مشتق می‌شود و پیش از آغاز بلوغ مناسب رویان و آغاز خفتگی دانه کاملاً تمایز یافته‌است (برای مثال تکوین آویزه‌بند لوبیای قرمز رونده). طی بلوغ دانه، آویزه‌بند تحت برنامهٔ مرگ سلولی قرار می‌گیرد و به دنبال جوانه‌زنی دانه، در تکوین نسل بعدی گیاه شرکت نمی‌کند.

💡 آویزه‌بندها باستانی هستند و از نظر ریخت‌شناسی از ساختارهای رویانی دارای گوناگونی هستند.