فرهنگ معین
(سَ یِّ ) [ ع. ] (ص. اِ. )۱ - کار بد، ناپسند. ۲ - گناه، خطا.
(سَ یِّ ) [ ع. ] (ص. اِ. )۱ - کار بد، ناپسند. ۲ - گناه، خطا.
[ویکی الکتاب] معنی سِیءَ: بدحال و ناراحت شد (در عبارت "سِیءَ بِهِمْ " یعنی به واسطه ایشان ناراحت شد)
ریشه کلمه:
سوء (۱۶۷ بار)
«سِییءَ» از مادّه «ساء» به معنای بد حال شدن و ناراحت گشتن است.
کار بد، ناپسند.
گناه، خطا.
💡 پس گفت: لوبسط بساط المجدوالفضل لدخل ذنوب الاولین و الاخرین فی حاشیة من حواشیه ولوبدت عین من عیون الجود الحقّ المُسیء بالمحسن.
💡 انی اتوب مناجیا و منادیا فانا المسیء بسیدی و المذنب