آب اندازی

مترادف‌ها

ریختن آب، شروع کردن، راه انداختن

ویکی واژه

آب‌‌اندازی
ریختن‌ آب در حوض، آب انبار، و مانند آنها. آب حوض کشی و آب‌اندازی... از بهترین تفریحات‌شان نیز بود. «شهری»

جمله سازی با آب اندازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از گریهٔ من همه جهان آب گرفت گر خنده زنی سپر بر آب اندازی

💡 فیض ازین سان که ترا میرسد از گریه کمال زود بینند که سجاده بر آب اندازی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران