سگدل

لغت نامه دهخدا

سگ دل. [ س َ دِ ] ( ص مرکب ) کنایه از سخت دل. ( آنندراج ) ( رشیدی ):
خصم سگدل ز حسد نالد چون جبهت ماه
نور بی صرفه دهد وه وه عوا شنوند.خاقانی.همه کس عاشق دنیا و ما فارغ ز غم زیرا
غم معشوق سگدل هست بر عشاق سگجانش.خاقانی.فرمود به سگدلان درگاه
تا پیش سگان برندش از راه.نظامی. || کنایه ازبدمرد. ( آنندراج ):
گر آزرم خواهم از این سگدلان
نخوانند عاقل مرا عاقلان.نظامی.شوم پیش سگ اندازم دلی را
که خواهد سگدل بیحاصلی را.نظامی. || بددل. ( آنندراج ) ( رشیدی ). || آزار کننده. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ):
زعم منست کاسمان سجده سگدلان کند
زآن چو دم سگان بود پشت دوتای آسمان.خاقانی.گر کس بود سگجان منم این چرخ سگدل دشمنم
تا کی زید زرین تنم گر آهنین جان نیستم.خاقانی. || متظاهر، دارای ظاهر آراسته:
صوفیان طبل خوار لقمه جو
سگدلان و همچو گربه روی شو.مولوی.

فرهنگ معین

(سَ دِ ) (ص مر. ) سخت دل، آزار - کننده، موذی.

فرهنگ عمید

۱. سنگ دل، سخت دل، بد دل، آزار کننده: فرمود به سگ دلان درگاه / تا پیش سگان برندش از راه (نظامی۳: ۴۵۸ ).
۲. درنده

فرهنگ فارسی

کنایه ازسنگدل، سخت دل، بددل، درنده
( صفت ) سخت دل آزار کننده موذی.

ویکی واژه

سخت دل، آزار - کننده، موذی.

جمله سازی با سگدل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر آزرم خواهیم از این سگدلان نخوانندمان عاقلان عاقلان

💡 تو سگدل و پاسبانت سگ روی من خاک ره سگان آن کوی

💡 باشد که رقتی کند آنسگدل طبیب ایدل هنوز تا رمقی هست ناله کن

💡 با همه سگدلی شکار منند گوسپندان مرغزار منند

💡 خصم سگدل ز حسد نالد و چون جبهت ماه نور بی‌صرفه دهد وع وع عوا شنوند

💡 زعم من است که‌آسمان سجدهٔ سگدلان کنم زان چو دم سگان بود پشت دوتای آسمان