سکنگبین یا سکنجبین نوعی شربت سنتی و دارویی است که از ترکیب سرکه، عسل یا انگبین و گاهی شکر یا قند تهیه میشود و از نوشیدنیهای مشهور در طب سنتی ایران به شمار میآید. این واژه از دو جزء «سِک» به معنای سرکه و «انگبین» به معنای عسل ساخته شده است و در زبان عربی به صورت «سکنجبین» به کار رفته است. سکنگبین طعمی شیرین و ترش دارد و از گذشته برای رفع تشنگی، کاهش حرارت بدن و بهبود برخی ناراحتیهای گوارشی استفاده میشده است. پزشکان طب سنتی معتقد بودند که این شربت در دفع صفرا و بلغم مؤثر است و به متعادل شدن مزاج بدن کمک میکند. به همین دلیل، مصرف آن بهویژه در فصل تابستان و برای افرادی که مزاج گرم دارند، توصیه میشد. در متون کهن فارسی و آثار ادبی نیز بارها از سکنگبین نام برده شده و گاهی به عنوان نمادی از نوشیدنی گوارا و شفابخش مورد توجه قرار گرفته است. این شربت امروزه نیز در بسیاری از خانهها تهیه میشود و معمولاً همراه با کاهو یا به عنوان نوشیدنی خنک مصرف میگردد. روش تهیه آن ساده است و با جوشاندن عسل یا شکر و افزودن سرکه به نسبت مناسب انجام میشود. سکنگبین نمونهای از پیوند میان تغذیه و طب سنتی ایرانی است که قرنها در فرهنگ و سبک زندگی مردم جایگاه ویژهای داشته است. به طور کلی، این کلمه شربتی سنتی، خوشطعم و دارویی است که از سرکه و انگبین تهیه میشود و به دلیل خواص درمانی و ارزش غذایی خود شهرت فراوانی دارد.
سکنگبین
لغت نامه دهخدا
سکنگبین. [ س ِ ک َ گ َ ]( اِ مرکب ) ( از: سک، سرکه + انگبین ). رجوع کنید به سرکنگبین، سکنجبین، اسکنجبین. ( مؤید الفضلاء ). سرکه انگبین. ( مؤید الفضلاء ) ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). سکنجبین، و آن مرکبی است که از سرکه و عسل پزند بجهت دفع صفرا و بلغم چه سک به معنی سرکه و انگبین عسل را گویند و سکنجبین معرب آن است. ( برهان ) ( جهانگیری ): از حمام بیرون آمد سکنجبین پیش وی بردند بر سر و روی خود ریخت و پنداشت گلاب است. ( مجمل التواریخ والقصص ). و زعفران در سکنگبین تسکین زیادت کند. ( سندبادنامه ص 156 ). و از داروخانه عدل سکنگبین تخفیف به محروران رعیت باید داد. ( سندبادنامه ص 35 ).
فرهنگ معین
(س کَ گَ یا گُ ) (اِمر. ) = سکنجبین: شربتی که از سرکه و انگبین و شکر درست کنند.
فرهنگ فارسی
شربتی که از سرکه و انگبین با شکر و قند سازند.
ویکی واژه
سکنجبین: شربتی که از سرکه و انگبین و شکر درست کنند.
جمله سازی با سکنگبین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهره باز روزگار، کهربای سوده بر عارض گل رعنای رخسار پراکند و فصاد ضعف، نور از باسلیق باصره بگشاید و زعفران در سکنگبین تسکین زیادت کند و پیش از آنکه لباس قیری به افلاس پیری بدل شود و خورشید جوانی در حجاب سحاب بیاض ماند و جمال دولت حیات پای در رکاب زوال آرد «و الشیب کله عیب» روی از پرده غیب بنماید.