فرهنگ معین
(سَ یِ ) [ ع. ] (اِ. ) گله های گاو، گوسفند و شتر.
(سَ یِ ) [ ع. ] (اِ. ) گله های گاو، گوسفند و شتر.
گلههای گاو، گوسفند و ش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام رسوایم نگین را چون به خاطر بگذرد سینه را چندان کند تا افکند از دل برون
💡 چنان در عشق رسوایم که خال چهره لاله به خون رشک می غلطد ز داغ سینه زیب من
💡 من آن رند خراباتم که هشیارانه می نوشم من آن قلاش رسوایم که دایم مست و بیهوشم
💡 نگارم ساده و من رند رنگ آمیز رسوایم چه نقش مدعا بندم بدین روی سیاه از وی
💡 بس که رسوایم به کوی عشق خوبان، چون نگین سرنوشتم را توان خواندن ز نقش سجده گاه
💡 زبان طعنه مبادا که بر تو بگشایند مباش همره من جان من که رسوایم