سریع السیر

مترادف‌ها

تندرو، سریع، پرسرعت

متضادها

کندرو، آهسته

فرهنگ معین

(سَ عُ سَّ ) [ ع. ] (ص مر. ) تندرو.

فرهنگ عمید

تندرو.

فرهنگ فارسی

تندرو: قطار سریع السیر. کگشتی السیر مقابل بطئ السیر.

فرهنگستان زبان و ادب

{express} [مشترک حمل ونقل] وسیلۀ نقلیۀ دارای حرکت سریع بدون توقف یا با توقف کم

ویکی واژه

تندرو.

جمله سازی با سریع السیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کوه پیش عشق چون کاهی بود دل سریع السیر چون ماهی بود

💡 روان شد مردم دیده که بوسد سم شبدیزش که آن ماه سریع السیر در عین شتاب آمد

💡 این قطار سریع‌السیر جدید توانسته است زمان سفر بین دو شهر بزرگ را به طور چشمگیری کاهش داده و راحتی مسافران را افزایش دهد.

💡 در دنیای مدرن امروز، استفاده از وسایل نقلیه سریع‌السیر برای حمل و نقل کالاها و مواد اولیه در صنایع بسیار حیاتی و ضروری است.

💡 پروژه‌های ساخت بزرگراه‌های سریع‌السیر با هدف کاهش ترافیک و افزایش سرعت جابجایی در مناطق پرجمعیت، در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته اجرا می‌شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران