سرکوب کردن
مترادفها
مهار کردن، خاموش کردن
متضادها
رها کردن، آزاد کردن، ترویج دادن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص م. ) مغلوب کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تنبیه کردن سیاست کردن: مخالفان را به شدت سرکوب کرد. ۲ - مغلوب کردن: دشمن را به سهولت سرکوب کرد.
ویکی واژه
reprimere
مغلوب کردن.
جمله سازی با سرکوب کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تضاد، برخورد و درگیری مثل سرکوب کردن مردم تظاهراتکننده علیه یک رژیم توسط نیروهای پلیس (برخورد)
💡 بعد از آن بردباری است و آن اجبار نفس به چیزهائی است که آنها را ناخوش دارد. آنگاه تصبر است یعنی زبان شکایت بربستن و نفس را سرکوب کردن.
💡 دولتهای مستبد معمولاً با استفاده از ابزارهای مختلف امنیتی تلاش میکنند تا صدای مخالفان و آزادی بیان را در جامعه به شدت سرکوب کرده و خاموش نمایند.
💡 در روانشناسی، سرکوب کردن احساسات منفی میتواند باعث بروز مشکلات روحی و روانی شدید در آینده شود، زیرا انسان نمیتواند با واقعیتهای درونی خود روبرو شود.
💡 تلاش برای سرکوب کردن رشد خلاقیت در محیطهای آموزشی باعث میشود که دانشآموزان توانایی تفکر مستقل و حل مسئله را در زندگی آینده خود از دست بدهند.